اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

محتوای اکتبر 2009

موزه لوور در ابوظبی

اکتبر 31, 2009 · ۱ دیدگاه

پروژه ساخت موزه لوور ابوظبی آغاز شد. ژان نوئل فرانسوی طراح بنای این موزه است که در جزیره سعدیه در ساحل جنوبی خلیج فارس بنا خواهد شد. زیربنای این موزه 27000 متر مربع است که 7000 متر مربع آن برای نمایش آثار هنریست و بقیه آن شامل کانالها، نهرهای آب و تالارهای مختلف است. پروژه قرار است تا سال  2012 تکمیل شود.

به نظر می رسد این سرمایه گذاریها به این منظور صورت می گیرند که اولا جاذبه توریستی این کشورها بیشتر شود و ثانیا در کنار جاذبه اقتصادی نوعی جاذبه و هویت فرهنگی هم داشته باشند. اهمیت این پروژه ها در این است که می توانند کشورهای حاشیه خلیج فارس را به پیشتاز فرهنگی منطقه تبدیل کنند، حداقل طراحان این پروژه ها چنین پیشفرضی دارند، و آنها را به مرکز تبادل فرهنگی تبدیل کنند. می گویید چطور؟  همانطور که مهمترین حراج آثار هنری در دبی صورت می گیرد و همانطور که بازارهای این کشورها مرکز مبادله کالا و خدمات در منطقه هستند.

دسته‌ها: Uncategorized

یک جایی یک کار خوبی شروع می شود

اکتبر 30, 2009 · نوشتن دیدگاه

«ضعیفه تهرانی زردوزی دوره ملبوس صاحب منصب نظامی را به قاعده روم دوخته و درکمال خوبی به عمل آورد که در این هفته به نظر اولیای دولت علیه رساند. به طوریست که مطلقا با کار اسلامبولی امتیاز داده نمی‌شود. اولیای دولت علیه حکومت فرمودند که شاگرد بسیار نگاه دارد و تا پنج سال احدی در عمل او شراکت ننماید».

روزنامه وقایع الاتفاقیه، جمعه یازدهم ربیع الثانی 1267 هجری قمری

بنا به وبسایت مدرسه کارآفرینی خورشید این اولین ثبت رسمی نام یک کارآفرین زن در ایران است. مدرسه کارآفرینی خورشید کار جدیدیست برای آموزش کارِآفرینی و شیوه راه اندازی و اداره بنگاههای کوچک اقتصادی توسط زنان. مهلت ثبت نام در کلاسها ۲۳ آبانماه است.  برای اطلاعات بیشتر به این سایت مراجعه کنید.

دسته‌ها: سرمایه انسانی

آیا شباهتی هست؟

اکتبر 29, 2009 · 2 دیدگاه

آنتون واکر بازیکن آفریقایی تبار تیم بسکتبال سلتیکس بوستون 33 ساله است و در 12 سال 110 میلیون دلار درآمد داشته است: بازیها، باشگاهها و چند تا کار تبلیغاتی کوچولو برای محصول این شرکت یا آن شرکت.  پس آقای واکر یک میلیونر باید باشد. با این حال آنتون بخاطر بدهکاری و کشیدن چک بی محل تحت تعقیب است و در حال حاضر 4 میلیون دلار بدهکار است و شاید اعلام ورشکستگی کند.

علاوه بر خرید ماشینهای گرانقیمت، جمع آوری ساعتهای الماس نشان کارتیه و رولکس و سایر سرگرمیهای گرانقیمت بنظر می رسد آقای واکر مرد دست و دلبازی بوده است. در اوح موفقیت حرفه ای او نزدیک به 70 نفر از دوستان و اعضای خانواده اش را تامین می کرده است و خانه بسیار بزرگ و زیبایی برای مادرش در حومه شیکاگو خریده است. این خانه یک استخر سر پوشیده و یک زمین بازی بسکتبال دارد و مجهز به یک دو جین اتاق خواب است. علاوه بر این آنتون معمولا هم تیمیهای خود را به شام دعوت می کرده است و اگر با اعضاء باشگاه در جایی شام می خورده است همیشه صورتحساب را پرداخت می کرده است. بقول بچه های آنتون بچه با مرامی بوده.

البته این با مرامی در لیگ ان بی ای خیلی پرخرج است. آنتون واکر تنها بازیکن ورشکسته این لیگ نیست. نزدیک به 60 درصد بازیکنان این لیگ پس از بازنشستگی ورشکسته می شوند.  این پدیده که اعضاء این لیگ که از گروهها اقلیت و کم درآمد جامعه آمریکا هستند مسوول تامین زندگی اعضاء خانواده و دوستانش بشوند عادیست.

حالا سوال من این است: آیا شباهتی بین این رفتار و “لوطی منشی” فرهنگ ایرانی وجود دارد؟ آیا فقر دلیل اصلی این رفتار است  یا فرهنگ؟ آیا شباهتی بین جامعه ورزشی دو کشور از این دیدگاه وجود دارد؟

 

دسته‌ها: Uncategorized

یارانه ها و یک پرسش

اکتبر 28, 2009 · 4 دیدگاه

فقط یک سوال آیا حذف یارانه ها نباید با آزادسازی کامل تجارت خارجی و حذف مقررات دست و پاگیر این بخش همراه باشد؟

دسته‌ها: Uncategorized

به بهانه اقتصاد، برای سیاست

اکتبر 27, 2009 · نوشتن دیدگاه

هفته گذشته دولت آمریکا اعلام کرد که سال آینده برای کلیه سالمندان و افرادی که چک تامین اجتماعی دریافت می کنند چکی به مبلغ 250 دلار خواهد فرستاد. برای پوشش 57 میلیون فرد مشمول این طرح  این یعنی 13 میلیارد دلار!

توجیه رسمی این طرح کمک به این افراد برای پوشش افزایش هزینه های زندگی و جبران کاهش ارزش پس اندازهای این افراد برای هزینه های پزشکیست. سالانه دولت فدرال  مبلغ چکهای تامین اجتماعی  مطابق تورم افزایش می دهد. آخرین بار در سال گذشته این مبلغ 5.9 درصد افرایش یافت. یک چک  250 دلاری به معنای افزایش دو درصدیست.  با اینحال در نتیجه رکود اقتصادی بسیاری از قیمتها کاهش پیدا کرده اند و هزینه های زندگی  مطابق آخرین گزارش  3  درصد کاهش یافته اند. و در نتیجه برای اولین بار در سی و پنج سال گذشته مبلغ رسمی چکهای تامین اجتماعی افزایش پیدا نخواهد کرد. 

فعلا این طرح یکی از معدود طرحهای اقتصادی دولت آقای اوباماست که از حمایت هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات برخوردار است و نمایندگان کنگره از هر دو حزب از آن حمایت کرده اند. هزینه سیاسی مخالفت با چنین طرحی که به نفع سالمندان است برای سیاستمداران زیاد است و در انتخابات میاندوره ای در پیش رو هیچکس نمی خواهد مخالف افزایش رفاه سالمندان جامعه شمرده شود.

 طبق معمول دولت آقای اوباما می گوید کدام بودجه صرف این کار نخواهد شد. هزینه این طرح قرار است از بودجه اختصاص یافته به طرح بهبود اقتصادی تامین شود و نه از بودجه رسمی و نه از اندوخته تامین اجتماعی. در نتیجه تنها راه تامین این 250 دلار استفاده از درآمدهای عمومی و یا  افزایش کسری بودجه است. سوال این است که آیا این چکها هزینه خواهند شد و از طریق خرید کالا و خدمات به چرخه اقتصادی آمریکا بازخواهند گشت ؟ پاسخ مثبت به این سوال ممکن نیست. پرداخت این چکها وابسته به دارایی افراد نیست و در نتیجه بسیاری از سالمندان مجبور به هزینه کردن چکهایشان نیستند. این احتمال وجود دارد که گروه بزرگی از ایشان این مبلغ را پس انداز کنند و آنرا وارد چرخه اقتصادی نکنند.

 منتقدان این طرح منطق اقتصادی آن را رد می کنند و اعتقاد دارند که پرداخت آن با توجه به ثابت بودن هزینه زندگی در سال گذشته جایز نیست. ایشان بر این باورند که اعلام این طرح بیشتر جنبه سیاسی دارد و هدف آن جلب حمایت سالمندان از طرح بیمه درمان همگانی آقای اوباماست.  با اینحال حتی منتقدان طرح و کسانیکه خواهان انضباط مالی در طرح بهبود هستند اذعان می کنند که با توجه به شرایط سیاسی این طرح تصویب و اجرا خواهد شد. انگیزه های سیاسی سیاستمداران مسوول بررسی این طرح قویتر از منطق اقتصادی ایشان است.

دسته‌ها: Uncategorized

تجدید ….

اکتبر 25, 2009 · ۱ دیدگاه

چه ترجمه ای برای Accreditation بهتراست؟

 اعتبار؟ مورد تایید؟  استاندارد؟

 AACSB Internationalدر سال 1916 تاسیس شده است و در 1919 اولین مجموعه استانداردها را برای کیفیت آموزشی مدارس بازرگانی و مدیریت نوشته است. این انجمن در 1980 استانداردهای مشابهی را برای رشته حسابداری تعریف کرده است.سال 2003 این استانداردها  دوباره تعریف و تصویب شده اند.  اعضاء این انجمن دانشگاهها و موسساتی هستند درگیر آموزش مدیریتند. (1100 دانشگاه و موسسه در 70 کشور)

دانشگاههایی که تاییدیه دارند باید برای تمدید آن اقدام کنند. مدرسه ما هر پنج سال یکبار باید برای تمدید  Accreditation اقدام کند. هیات تایید از سه تن از روسای مدرسه های بازرگانی تشکیل می شود. این مدرسه ها باید در سایر ایالتها قرار داشته باشند و حداقل یکی باید از مدرسه ای هم سطح باشد. حالا نوبت ما در سال 2011 است. علاوه بر این یک نفر مسوول مشاوره دادن به مدرسه ماست. دکتر شیفلر رئیس مدرسه بازرگانی دانشگاه جورجیای جنوبی مشاور مدرسه ماست.

حالا ما در سال 2009 هستیم هنوز 2 سال تا 2011 مانده است. اما  دیروز دکتر شیفلر آمده بود تا برای هیات علمی کارگاه آموزشی بگذارد که چه کارهایی باید بکنند تا برای 2011 آماده باشیم. تعداد مقالات، مجلات مورد تایید، مقالات مورد تایید و موضوعات مورد تایید (مثلا من نمی توانم آمار درس داده باشم بدون آنکه تحقیقم درباره آمار باشد و مقاله باید در مجله معتبر چاپ شده باشد Proceedings حساب نیست!) و حتی چگونگی برخورد با اعضاء این هیات، مثلا بی تفاوت نباشیم و به سوالات مثبت جواب بدهیم. خوب خیلی از این نکته ها بنظر پیش پا افتاده می آیند. و شاید کارگاه آموزشی برایشان لازم نیست. اما جدیت مساله به پیش پا افتادگی می چربد. در نتیجه خیلی قضیه جدی بود و همه در کارگاه حاضر بودند.

دسته‌ها: آموزشی-پژوهشی

سخن هفته

اکتبر 17, 2009 · نوشتن دیدگاه

ما با افتخار سربلند می کنیم در حالیکه در غرور غرق شده ایم.

آندرو یانگ

دسته‌ها: Uncategorized

کمی شوخی مجاز

اکتبر 13, 2009 · ۱ دیدگاه

این  درباره آدمهاییست که مدتهاست می شناسمشون با هاشون به خودم و خودشون خندیدم در نتیجه کمی شوخی مجازه.
 
حامد قدوسی می نویسد:‌ فلسفه لیوان چایی ( چایی اصولا لیوانی استکان نداریم!)‌ تکنوکراتها بودند که پاریس را ساختند ‌ وین را وین کردند بیزنس میتینگ باهاشون چه خوبه. فردا می رم سخنرانی درباره  Stock Options (  دارم می رم  میلان کسی هست اونجا) این کارها در ایران هم می شه کرد یک کلاس بزاریم برای مدیران (دارم می رم تهران..ای یادم اومد فعلا تهران بی تهران)‌ امشب سخنرانی دارم درباره زنان در اقتصاد ,‌باز گیر این بچه های
interdisciplinery  افتادیم. ( حالا فرودگاهم کسی تو شهر بعدی  نیست؟‌۳ ساعت تنها بشینم چکار آخه؟)‌ بعدش می ریم فیلم ببینیم خداییش معاشرت هم آدم می خواد کنه با این بچه های چپ باید معاشرت کنه حداقل دو تا کتاب خوندند سه تا فیلم دیدند.  حیف که از اقتصاد چیزی حالیشون نیست. ابزارهای مالی اقتصاد جهانی یارانه بنزین  چی می شد اگر هاشمی رای آورده بود؟  Bonus CEO زندگی ! استانبول؟  آمریکا ؟ کافی شاپ مهاجرت کردم یا نکردم؟  من دوباره تو فرودگاهم!
پویان مشایخ:‌ بگیرید اون چپ منحرف رو سید آر پی جیم کو؟ باز تو شیرین شدی رانتت کم شده ؟ د آخه بازار سهام  درست حسابی راه بندازید اوراق قرضه نخواستیم. باز او ن بجه حرف زد بشین بابام! استقلالی بود به گمانم.  منحرف! تیم فقط پرسپولیس! باید برخورد انقلابی کرد! حیف از اقتصادی که تو خوندی این شدی. آی لودر بیارید اینجا خاکریز بزنیم. وال استریت چی شد ؟ سید بگیر این اوباما رو تا گند نزده به این اقتصاد.
صادق الحسینی:‌ مساله این است بودن یا نبودن!  بودن یعنی کروبی نبودن یعنی میر حسین محمود رو کجا بذارم آخه؟  بازار دست کی بود؟ روزنامه, ترجمه , کتاب , فعالیت بجه مداد کاغذ بیار بینم. کی این ستون رو بست!؟‌  رستاک! دنیای اقتصاد! دنیای من چی شد؟ دلم نمی یاد بنویسم یا دستم بنده؟‌ کدوم یکیش؟

یاد کیومرث صابری بخیر گاهی اوقات آدم بدجوری لبخند لازم داره.

دسته‌ها: Uncategorized

یک توضیح

اکتبر 11, 2009 · 2 دیدگاه

یک توضیح لازم است. نه اینکه حالا وبلاگ ما آش دهن سوزیست، ولی امروز با یکی از بچه ها صحبت می کردم و راجع به یک وبسایت داشت می پرسید که یکی از کارهای من را گذاشته بود و اینکه آیا با ایشان رابطه ای دارم.  به دوست عزیز گفتم و اینجا هم تکرار می کنم من تنها برای رستاک و روزنامه دنیای اقتصاد مطلب می فرستم.  بقیه جاها خودشان مطالب را استفاده می کنند، حالا گاهی با ذکر ماخذ گاهی بدون آن. و در 99 درصد موارد بدون اطلاع من. در نتیجه اگر یادداشتی از من در جایی غیر از اینجا، رستاک و یا دنیای اقتصاد دیدید لطفا فرض نکنید که  همکاری دارم یا با آن آدمها موافقم. ..زیاده عرضی نیست.

دسته‌ها: Uncategorized

درباره قدرت

اکتبر 10, 2009 · ۱ دیدگاه

قدرت سخت افزاری یا نرم افزاری عنوان یادداشتیست که برای روزنامه دنیای اقتصاد نوشتم.

اسدا… علم در خاطرات خود به شرح ناهاری پس از اجرای یک مانور دریایی می پردازد، مانوری که چندان خوب برگزار نشده بود: ” فکر کردم اگر به هدف زده بودند حالا چه سخنرانیهایی که درباره گسترش حوزه نفوذ و حضور دریایی در اقیانوس هند نمی شنیدیم” شاید از نوشتن این سطور نزدیک به چهار دهه می گذرد ولی آیا برداشت ما از حضور و اعمال نفوذ همچنان سخت افزاری نیست؟
 
چند روز پیش با دوستی صحبت می کردم که در جریان پروژه هاییست که در دبی در جریان است. داشت درباره بندر جیبوتی صحبت می کرد. کشور بندر جیبوتی در دهانه دریای سرخ و در شاخ آفریقا واقع است و تا چند دهه پیش مستعمره فرانسه به شمار می آمده است. این بندر مقابل بندر عدن و در میان راه کشتیرانی آسیای شرقی و اروپا واقع است. پیشرفتهای صنعت کشتیرانی فصل جدیدی را در تاریخ این بندر و سایر بندرهای این گوشه از اقیانوس هند گشوده است.
 
 در دنیای کشتیرانی قرن بیست و یکم کشتیرانی متکی به کشتیهایی پر ظرفیتی خواهد بود که توان حمل حجم بالایی از کانتینرها را دارا هستند. این کشتیها آسیای شرقی را به اروپا متصل خواهند کرد و درمیان راه در بندرهایی توقف خواهند کرد که نقش بندر مرکزی منطقه ای را ایفا می کنند و منطقه آزاد تجاری هستند. سوپر تانکرها  پس از تخلیه بار و بارگیری در این بنادر به راه خود ادامه می دهند و حمل و نقل بار به بندرهای مقصد از مبدا این ایستگاهها صورت خواهد گرفت. 
 
مدتهاست که برای ایفای نقش بندر مرکزی دریای سرخ رقابت شدیدی  بین بندر جیبوتی، و بنادر کشورهای یمن، مصر، عمان، اریتره و اتیوپی  در جریان می باشد. طبیعیست که برنده رقابت می تواند نقشی را که دبی در خلیج فارس دارد در دریای سرخ و به مقیاس وسیعتری در خاورمیانه ایفا کند. از میان این بنادر بندر عدن بهترین موقعیت را داراست ولی هم تجهیزات بندری آن کهنه و فرسوده است و هم ضریب ایمنی آن بالا نیست. مصر می کوشد تا بندری در شرق کانال سوئز ایجاد کند ولی بنظر نمی رسد که موقعیت آن جذاب باشد. بنادر اریتره و اتیوپی بدلیل جنگ داخلی از رده خارجند و کشور عمان هم دور از مسیر کشتیرانیست. جیبوتی بنظر گزینه مناسبی می آید ولی زیرساختهای مناسب را دارا نبوده است. اینجاست که دبی وارد صحنه رقابت می شود.
 
طی چهار سال گذشته بندر دبی و شرکتهای وابسته به مناطق آزاد آن با سرمایه گذاری گسترده در جیبوتی به احداث تاسیسات بندری و گسترش ظرفیت بندر جیبوتی پرداخته اند. در نتیجه این اقدامات جیبوتی در حال حاضر گزینه دلخواه بسیاری از شرکتهای کشتیرانیست. دوست من نقل قول می کرد که برخی بازرگانان جیبوتی گفته اند دبی ظرف چهار سال برای جیبوتی کاری کرده است که فرانسویان در چهل سال نکرده بودند.
 
این پیوندهای بازرگانی و سرمایه گذاریهای مشترک تضمین کننده نقش دبی در تجارت منطقه ای خواهد بود. و به نوعی آینده فعالیتهای تجاری این شهر بندر را در برابر تحولات کشتیرانی و صنعت حمل و نقل بیمه خواهد کرد. به این ترتیب دبی نه با ناوگانی نظامی بلکه با حضور نرم افزاری آینده خود را تثبیت کرده است. طفلک علم حتی اگر ناوگان به هدف زده بود باز تضمینی برای حضور مستمر در اقیانوس هند نبود.

دسته‌ها: Uncategorized