لطفا در نظر داشته باشید که بحران کنونی یک تکانی به ساختارهای اقتصادی داده است که عجالتا دارند می لرزند. در نتیجه اگر مدلی ساخته اید و دارید می روید ضریب رشد گزارش کنید یا تعداد خریدار پیش بینی کنید یا می خواهید میزان فروش سال آینده را در بیاورید یک موقع نروید مدلی که پروژه قبلی داشته اید دوباره استفاده کنید!
بحران فعلی با تغییر شرایط اقتصادی باعث شده است تا پیشفرضهای ساختاری عوض بشوند —یادتان هست که موقع مدلسازی سایر پارامترها را ثابت فرض می کنیم — قیمت نفت هم – قربانش برویم- دارد گربه بازی در می آورد. لطف کنید دوباره مدل بسازید. امروز یک بنده خدا داشت یک چنین کاری می کرد تغییراتی که اول ۲۰۰۸ برای ۲۰۰۹ تخمین زده بود حالا همه جهت معکوس داشتند. ناچار شده بود یک سناریوی دیگر را کار کند.
محتوای مارس 2009
پیش بینی اقتصادی و بحران فعلی
مارس 31, 2009 · 3 دیدگاه
دستهها: Uncategorized
انتخاب مصرف کننده و اینترنت
مارس 30, 2009 · 2 دیدگاه
یکی از اثرات جانبی پیشرفت تکنولوژی در زمان ما افزایش قدرت انتخاب مصرف کننده و درجه آزادی او در انتخاب کالای مورد نظرش است.
دویست سال پیش ما برای شنیدن موسیقی باید به مجلسی خصوصی دعوت می شدیم و یا به سمفونی هال می رفتیم. یکصد سال پیش می توانستیم صفحات موسیقی مورد نظر خود را تهیه کنیم و هر وقت که مایل بودیم و هر جا که مایل بودیم به آنها گوش کنیم. پیشرفت تکنولوژی باعث شد که دیگر به خرید صفحه محتاج نباشیم و بتوانیم با رادیو به موسیقی مورد نظر گوش کنیم. نوار کاست و تولید انبوه سی دی باعث شد تا حجم زیادی از محصولات موسیقی تولید و منتشر شوند و در دسترس علاقمندان قرار گیرد. اینترنت باعث معرفی رادیوی آنلاین شد. شما لازم نیست برای گوش دادن به اجرای سمفونی پنجم بتهوون در وین باشید می توانید به رادیویی آنلاین وصل شوید و به آن گوش کنید.
اکنون pandora.com مرز بین سی دی و رادیو را محو کرده است. شنونده می تواند با انتخاب موسیقیدانان مورد نظرش به نواهای موسیقیدانان مشابه ایشان گوش دهد. یعنی اگر شما مثلا از بتهوون خوشتان می آید این رادیو مجموعه ای از کارهای معاصران و شاگردان او را برایتان بر می گزیند.
به این ترتیب شنونده هر جا و هر زمان که بخواهد می تواند به مجموعه ای از قطعات موسیقی گوش کند که با استفاده از انتخاب او مطابق سلیقه او برگزیده شده اند. البته اگر اینترنت داشته باشد. به این ترتیب به آزادی کامل در انتخاب نزدیک می شود.
دستهها: الگوی مصرف · مصرف کننده
سخن هفته
مارس 30, 2009 · 4 دیدگاه
اگر کسانی را استخدام می کنید که از شما باهوشترند شما اثبات می کنید که از ایشان باهوشترید!.. اچ.آر. گرانت
دستهها: سخن هفته
مشاهده، سوال، آمار و تحلیل
مارس 25, 2009 · 6 دیدگاه
یک موقعی در ایران همکار نازنینی داشتم که دانشجوی دکترای اقتصاد در دانشگاهی معروف بود و بنده دانشجوی فوق لیسانس موسسه ای تازه تاسیس با ادعا به دانش امروزی اقتصاد. عنایت دارید که مثل ایشان به بنده در درجات دانشگاهی ایران عزیز مثل فیل بود به حشره. البته ژن شریفی ما نمی گذاشت که از حشره بودن خودمان شرمنده باشیم و یا از فیل بودن ایشان بترسیم. کلا بعضی اوقات در عوالم خودمان این متر اندازه گیری در دسترس نبود. وگرنه چه بسا حواسمان بیشتر جمع می بود. بماند در همان روزهای اول کارمان ایشان بنده گمراه را مورد خطاب قرار دارند که: ” عنایت دارید که اقتصادسنجی از مبنا اشکال دارد و عدم کارایی آن اثبات شده است! من خودم هم به استادم گفتم که از آن استفاده نخواهم کرد” در همان هوای خودم گفتم: ” شوخی می فرمایید! پس چرا این همه درباره اش مقاله می نویسند؟ هر جا کار درست و حسابی شده است از آن استفاده می کنند؟” لازم به یادآوری نیست که ما خیلی رفیق نشدیم.
البته هنوز هم خوشبختانه از یمین و یسار مجادلات و مباحثات اقتصادی هر از گاهی بزرگواری فیل منش ما حشره ها را یادآور می شود که علم اقتصادی که از ریاضی و مدلهای اقتصاد سنجی استفاده می کند یک جاییش اشکال دارد. (و البته بیشتر اوقات یکی دو پاراگراف بعد دوستان یکی دو آمار جدی درباره فرار مغزها،یا بیکاری، یا نرخ تورم و یا شاخص قیمتها و یا یک چیز دیگر مارک دار می آورند و البته امان اگر ما حشره ها وزی کنیم که: “ای بابا اینها را از روی چرتکه که نمی آورند مدل می سازند برایشان!”) خلاصه کلام این روزها یک آماری از این بازدید کننده های محترم وبلاگم گرفتم و مشاهده کردم::
تعداد بازدید کنندگان بنده در ایام نوروز کاهش یافته است!
این مشاهده باعث این سوال شده است! چرا؟ یک نگاهی به روند روزانه تعداد بازدیدکنندگان می اندازم و یک جدول آماری یا Data فراهم می کنم. یک کمی اثرات فصلی داریم، تعداد بازدیدکنندگان مستقل از زمان نیست و در نتیجه Stationary نیست. یک دستی به سر و گوشش می کشیم و تعداد بازدید کنندگان را پیش بینی می کنیم. در نتیجه توقع داشته ایم که در هفته گذشته افزایش داشته باشیم مثلا %5 ناقابل. ولی در عوض یک چند ده درصدی کاهش داریم. حکما چیزی اتفاق افتاده است که باعث این کاهش شده است. برای روزهای تعطیل یک Dummy Variable می گذاریم، بفهمی نفهمی ضریب تخمین زده اش از نظر آماری قابل اغماض نیست. پس تعطیلات در تعداد بازدیدکننده ها تاثیر می گذارد و … باعث کاهش آنها می شود. تا اینجای قضیه تحلیل آماری بود.
“در روزهای تعطیل تعداد مراجعه کنندگان به وبلاگ حقیر کاهش پیدا می کند” تحلیل اقتصادی این قضیه می تواند چیزی شبیه این باشد: خوانندگان محترم وقتی وبلاگ می خوانند که سرگرمی دیگری ندارند. در نتیجه در ایام تعطیل، که سرگرمی های متنوعی دارند، کمتر و در روزهای کاری بیشتر از ایام تعطیل وبلاگ می خوانند (البته دسترسی به اینترنت هم مهم است). چون در روز کاری مطلوبیت حاصل از خواندن وبلاگ بیشتر از سایر کارهای ممکن است. (می توان بفرمایید اشتباه می کنم) لطفا تعمیم ندهید که حالا همه دوستان وقت کار در دفاتر و ادارات وبلاگ می خوانند. برای چنین نتیجه ای باید نمونه آماری بزرگتری داشت و تعداد خوانندگان چند ده وبلاگ را ثبت کرد. اما این حکم درباره این وبلاگ می تواند درست باشد که دوستان آنرا سرکار می خوانند!
امیدوارم تعطیلات نوروز به همه خوانندگان عزیز خوش بگذرد و با روحیه تازه و انرژی تجدید شده سرکارهایشان برگردند و به امر شریف وبلاگ خوانی بپردازند! دلمان تنگ می شود برایشان!
دستهها: Uncategorized
تراشیدن آدم
مارس 23, 2009 · نوشتن دیدگاه
پویان در یادبود دکتر نوربخش یادداشتی نوشته است که خواندنی است. آن جمله ایشان درباره تفهیم مبانی اقتصاد مرا یاد این جمله ناصرالدین شاه انداخت که به آصف الدوله نوشت: چهل سال پس از میرزا تقی خان (امیرکبیر) خواستم از چوب آدم بتراشم نشد! اصولا بعضی آدمها چوب بوده اند و می مانند. و انگیزه خیلی قوی برای چوب ماندن دارند.
درباره نهادینه شدن اصول علمی جالب است که بخاطر بیاوریم حتی آبله کوبی در زمان امیر کبیر با مخالفت فال بین ها و دعانویسها روبرو شد که شایع کردند مایه آبله کوبی شیطانیست! البته بخش شیطانی مایه آبله کوبی بیشتر در مایه نداشتنش برای این قشر بود. آخر آدم آبله کوبی شده که دیگر آبله نمی گرفت که دست به دامن دعانویس محل شود تا شفا پیدا کند. حالا حکایت جامعه ما و استفاده از مبانی اقتصاد در سیاستگزاریست! چون مایه ندارد تفهیمش سخت است…. این بحث انگیزه های توسعه هم چیز جالبیست.
یک تریلیون دلار برای خرید اوراق سمی!
مارس 23, 2009 · نوشتن دیدگاه
بالاخره امروز خزانه داری برنامه اش را برای خرید اوراق سمی اعلام کرد. این اوراق در نتیجه بحران وامهای مسکن ایجاد شده اند و مشکل اصلیشان این است که کسی نمی تواند قیمتی روی آنها بگذارد. در نتیجه ارزش بخش عمده ای از سرمایه گذاریها و پرتفلیوی شرکتها ناشناخته است و کسی راجع به آن نمی تواند تخمینی بزند.
حالا دولت آقای اوباما تصمیم گرفته است تا با شریک شدن با بخش خصوصی ریسک این اوراق را بپذیرد. برای شروع دولت ۷۵ تا ۱۰۰ میلیادر دلار صرف خرید این اوراق خواهد کرد و پس از برآورد موفقیت برنامه مبالغ بیشتری به بازار تزریق خواهد شد. هدف دولت خرید حداقل پانصد میلیارد دلار از این اوراق است. آیا این برنامه موفق خواهد بود؟ بنظر می رسد بانک آمریک و سیتی گروپ از آن استقبال کرده اند. بازار هم به آن واکنش نشان داده است و تا الان شاخص داوجونز ۳.۷۱٪ درصد افزایش داشته است.
دستهها: بحران · دولت · سیاستهای اقتصادی
ناهار مجانی
مارس 23, 2009 · نوشتن دیدگاه
” هیچ ناهاری مجانی نیست” اما اگر باشد چه؟ صفر بودن قیمت یک کالا باعث می شود تا مصرف آن بی نهایت باشد. در نتیجه همیشه برای آن تقاضا وجود دارد. این وجود قیمت است که باعث می شود ما قدر ناهارمان را بدانیم! در واقع مجانی بودن ناهار باعث می شود تا دیگر ناهار نباشد. وجود رانتهای ناشی از درآمد نفت باعث می شود تا در جامعه ما ناهارهای مجانی فراوانی یافت شود. و دقیقا بدلیل مجانی بودن ناهار به حساب نمی آیند (پارادوکس جالبی است!) آیا فکر می کنید این امر در جامعه ما نهادینه شده است؟ آیا مجانی بودن این ناهارها باعث نشده است که خیلی چیزهای دیگر ارزشی نداشته باشند؟ یک فکر همینجوری!
دستهها: Uncategorized
سخن هفته
مارس 20, 2009 · نوشتن دیدگاه
تجارت درمان مخربترین پیشداوریها و تبعیضهاست….مونتسکیو
دستهها: سخن هفته
سال نو مبارک
مارس 20, 2009 · نوشتن دیدگاه
چند ساعت به پایان سال کهنه و آغاز سال نو مانده است. سال نو مبارک، نوروزتان پیروز!
… سال نو یادآور بهار و ثمره داشتن امید است. امید چیز خوبیست، امید بهترین است.
دستهها: Uncategorized
آقای خاتمی ونظریه بازیها
مارس 17, 2009 · ۱ دیدگاه
دیروز از نیامدن خاتمی ناراحت نشدم راستش اول عصبانی شدم. تردید در تصمیم گیری یک سیاستمدار بخصوص وقتی که در برابر افکار عمومی هست و دوستان دارند با برپایی موج سوم و فرستادن یادداشتهای نوستالژیک درباره او خفه ات می کنند آدم رو درگیر می کند. ولی راستش اختیاردار ایشان که ما نیستیم. ایشان الکش رو آویزون کرد ما هم باید کشکمان را بسابیم. در هر صورت کشک را باید سابید.
حالا همینجوری به کل مساله نگاه کنیم و یک کمی از نظریه بازیها Game Theory استفاده کنیم. این گزینه های آقای خاتمی بود:
۱. بماند ولی آرای اصلاح طلبان را بین سه کاندیدا (میرحسین و کروبی و خودش) بشکند که در رقابت با رییس جمهور فعلی (اصولگرایان کاندیدای دیگری نخواهند داشت) هستند.
در این حالت: یکی از سه کاندیدا به مرحله بعد می رسید ولی احتمال داشت پس از رقابتهای مرحله اول نتواند رای خودش را منسجم کند.
۲. بماند ولی میرحسین به نفع او کنار برود و کروبی بماند. در اینحالت رای بین دو کاندیدا می شکست و احتمال داشت آقای احمدی نژاد در دور اول رای بیاورد و انتخاب شود.
۳. بماند و میرحسین و کروبی به نفع او کنار بروند. این شاید برای خاتمی بهترین حالت بود ولی احتمالش با توجه به تصمیمات میرحسین و کروبی منتفی شد.
۴. به نفع یکی از دو رقیب کنار برود و به او کمک کند که رای بیاورد و جلوی شکسته شده آرا را بگیرد. اینجا دو گزینه داشت:
۱لف. از کروبی حمایت کند… که یکبار انتخابات را واگذار کرده است.
ب. از میرحسین موسوی حمایت کند. میرحسین چهره شناخته شده ای هست که دو دهه سکوتش باعث شده است همه درباره اش حدس و گمان بزنند. و بتوانند به مجهولش امید داشته باشند (البته نه خیلی! در زمینه اقتصاد حداقل ایشان بنظر نمی رسد تغییری کرده باشند).
نکته جالب اینجاست که همه فکر می کردند رای اصلاح طلبان بین خاتمی و میرحسین موسوی تقسیم می شود. در حالیکه فرض اینکه میرحسین موسوی برای کسانیکه به آقای احمدی نژاد رای دادند جذابتر است و آرا او را می شکند منطقی تر بنظر می رسد. اگر فرض کنیم که آقای میر حسین موسوی آرای آقای احمدی نژاد را می شکند در واقع این تصمیم به نفع آقای کروبی تمام می شود. در هر صورت هیچ نتیجه ای غیر ممکن نیست. نگارنده برود کشکش را بسابد که کشک سابیست که قطعیست.