اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

محتوای فوریه 2009

تحلیلگری اقتصاد: تقاضا و نیروی انسانی

فوریه 26, 2009 · ۱ دیدگاه

جناب فریدون ارجمند سرمقاله روز پنجشنبه  اول اسفند ماه روزنامه دنیای اقتصاد را نگاشته اند و به ریشه های ضعف تحلیلگری اقتصادی در جامعه پرداخته اند. اینکه چنین موضوعی پس از سالها مورد توجه قرار گرفته است جای بسی خرسندیست. با اینحال اجازه می خواهم به این نکته اشاره کنم که ایشان با تیزبینی و دقت وضع موجود را تشریح کرده اند و به ارایه راه حل نپرداخته اند.
تحلیل اقتصادی و استفاده از روشهای علمی اقتصاد برای شناخت و تحلیل رویدادهای اقتصادی و مالی در جامعه در گرو دو عامل است:‌ اول احساس نیاز به چنین تحلیلی یا وجود تقاضا و دوم وجود نیروی کارشناسی کارآمد و تخصصی.

می توان استدلال کرد که به دلیل بهره برداری از درآمدهای نفتی در بخش دولتی – که بزرگترین کارفرما در اقتصاد کشور است – نیاز چندانی به تحلیل اقتصادی وجود نداشته است. رقابت دستگاهها در بهره برداری از منابع ناشی از درآمد نفتی است و نه در حداکثر سازی سود یا حداقل سازی هزینه.  بانکها شرکتهای بیمه و بسیاری از بنگاهها دیگر بیشتر دولتی و عمومی هستند و به دنبال حداکثرسازی سود نیستند. سهم بازار ایشان تثبیت شده است و نیازی به برنامه ریزی استراتژیک نمی بینند و در نتیجه موقعیت شغلی برای تحلیلگر اقتصادی ندارند.  بخش خصوصی در حال توسعه هم در نبرد برای بقا چندان محلی برای تحلیل شرایط اقتصادی ندارد و هنوز بسیار کوچک است.

به اینها باید نظر مسوولان امر را افزود که خود با دیده شک و تردید و انکار به نظرات اقتصادی می نگرند و هنوز این علم را از یک مکتب فکری  تمییز نمی دهند. برای ایشان هر بحران اقتصادی نشانه نوید بطلان علم اقتصاد را می دهد. حال آنکه دولتمردان جهان با تکیه به این علم است که بحرانهای گذشته را از سر گذرانده اند. نوسانات اخیر بهای نفت علیرغم همه مشکلات احتمالی این مزیت را دارد که می تواند باعث تغییر چنین باوری و ایجاد تقاضا برای تحلیل اقتصادی گردد. تاکید بر نیاز به چنین تحلیلهاییست که مشوق افزایش آن است. .
  درباره نیروی انسانی موجود برای تحلیل اقتصادی نگارنده بر این باور است که نقصان نه در کیفیت دانشجویان بلکه در کیفیت آموزش و انگیزه های موجود است.(بواسطه رقابت شدید در کنکور به سختی می توان تفاوتی بین تواناییهای دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاهی مانند دانشگاه تهران و سایر رشته های این دانشگاه قائل شد) اگر بپذیریم که سرمایه گذاری در آموزش و سرمایه انسانی تصمیمی است تابع ارزش افزوده حاصل از افزایش درآمد، که بنظر می رسد در جامعه ما گواه کافی برای این امر وجود دارد، تصمیم به ادامه تحصیل در رشته های مهندسی و پزشکی به دلیل وجود درآمد بیشتر، منافع بیشتر و پرستیژ اجتماعی بیشتر برای دانش آموختگان این رشته هاست.

 طی دهه  گذشته با گسترش بازار اوراق بهادار در کشور، خصوصی سازی صنایع و آشکار شدن اهمیت مدیریت منابع اقتصادی و مالی در اداره بنگاهها این منافع و مزایا برای دانش آموختگان رشته اقتصاد در حال افزایش است. این امر باعث افزایش انگیزه دانشجویان برای ادامه تحصیل در این رشته می شود. اجازه بدهید اشاره کنم از این منظر ادامه تحصیل تعداد اندکی از دانش آموختگان رشته اقتصاد در دانشگاههای خارج از کشور باعث افزایش چنین انگیزه ای می شود و فرصتهای آموزش تکمیلی بیشتری را برای علاقمندان به این رشته فراهم می کند. تاکید بر اهمیت این رشته و فراهم آوردن فرصتهای بیشتر برای فارغ التحصیلان آن است که باعث افزایش انگیزه و به تبع آن ارتقاء کیفیت نیروی انسانی متخصص در آن می گردد. 
 
در پایان باور کنیم اقتصاد نه به حقانیت بلکه به کاربرد نیازمند است.  و ما به کاربردهای علمی آن محتاجیم.

این مطلب در شماره دوشنبه دنیای اقتصاد منتشر شده است.

دسته‌ها: بازار کار · سرمایه انسانی · نیروی کار

سخن هفته

فوریه 25, 2009 · تا کنون 3 نظر داده شده

اقتصاد نه  علمی درباره اشیا و کالاها بلکه علمیست برای مطالعه انسانها و اعمال ایشان….  لودویگ وان میس

دسته‌ها: سخن هفته

پلاک ویژه جانبازان و نکته ای در بحث توسعه

فوریه 24, 2009 · یک نظر بنویسید

استاد جامعه شناسی داشتم که همیشه می گفت و می گوید که در کشورهای در حال توسعه تا نرم افزار توسعه سخت افزار نشود توسعه مقدور نیست. پلاک ویژه جانبازان یکی از نمونه های بارز چنین باوریست.

اول آنکه این پلاک باعث می شود تا نرم افزار اولویت جانبازان و توانمندان در پیدا کردن پارکینگ به سخت افزار تبدیل شود.
دوم پلاک ماشین برخلاف کارت یا برچسب قابل معاوضه نیست. خواهش می کنم در نظر داشته باشیداگر یک امتیاز ایجاد شود برای آن تقاضا وجود دارد و برایش یک بازار ایجاد خواهد شد.  یکی از دلایل شکست طرح ترافیک این بود که همه کسانیکه قرار بود ماشینهایشان را خانه بگذارند رفتند و تاکسی خریدند تا بتوانند براحتی به سر کار خود بروند! این مهم است که این امتیاز قابل معاوضه نباشد تا جامعه باور کند این سیاست منحصر به جانبازان است.
سوم این اولین گام در یک برنامه طولانیست. تهران به پارکینگ احتیاج دارد و تنها پلاک کافی نیست. باید پارکینگها در شهر گسترش یابند.
چهارم ما اولین کشوری نیستیم که با این چالش مواجه هستیم. بسیاری از کشورها دچار این مساله بوده اند (آری حتی کشورهای توسعه یافته هم با این چالش مواجه بوده اند و اینطور نیست که با جانبازان و مجروحان جنگی برخورد نمونه ای از روز اول داشته اند.)‌ ما می توانیم از تجربه سایر کشورها در اینباره استفاده کنیم.  (یک فیلم خوب در اینباره  موسیقی از درون Music Within است که به وضع توانمندان و مجروحان جنگی در آمریکا در دهه شصت و هفتاد می پردازد و اینکه چطور فعالان این گروه برای احقاق حقوق ایشان و پذیرششان در محیطهای کاری تلاش کردند.)

دسته‌ها: توسعه

سخن هفته

فوریه 19, 2009 · تا کنون 4 نظر داده شده

یک اقتصاددان با حدت بر این باور پافشاری می کند که تنها هدف واقعی یک مدیر اجرایی منطقی و کارفرما حداکثر کردن سود است. اما بنظر هر کسی که  ناچار شده باشد دامادش را وارد کار کند این نظر چندان درست نیست.

“A lawyer’s response,” Antitrust Law Journal 52(3), September 1983, p. 647.  

دسته‌ها: سخن هفته

معرفی کتاب: بدرود کاتالونیا

فوریه 18, 2009 · تا کنون 3 نظر داده شده

نام کتاب: بدرود کاتالونیا Homage to Catalonia

نویسنده: جورج اورول

ناشر: هارکورت

در میان صدها داوطلبی که در بریگادهای بین المللی در جنگ داخلی اسپانیا جنگیدند بسیار بودند شاعران نوپا و نویسندگان خوش ذوق. اما کمتر کسی از میان ایشان به تیزبینی جورج اورول و با واقع بینی او درباره رویدادهای این دوره نوشته است.

جورج اورول برخلاف ارنست همینگوی نه بعنوان یک خبرنگار و نویسنده با شهرت بین المللی بلکه بعنوان یک داوطلب ساده به اسپانیا رفت.  و باز برخلاف بسیاری از داوطلبان خارجی که به بریگادهای بین المللی پیوستند به ستون نظامی POUM در کاتالونیا پیوست که در جبهه آراگون مستقر بود. این ستون می کوشید بر شهر ساراگوسا تسلط یابد که در اوائل جنگ داخلی به تصرف ناسیونالیستها درآمده بود. اما در زمانی که واحد اورول به خط مقدم می رسد، هر دو طرف به  آرامی در خطوط خود مستقر شده بودند و به جز فعالیتهای گشت و شناسایی از سایر عملیات نظامی پرهیز می کردند. این فقدان تحرک دیری نمی پاید و جورج اورول بزودی در یک حمله شبانه شرکت می جوید.

“بدرود کاتالونیا” حاوی مشاهدات او در این دوره است.  واقع بینی او و آن حس عمیق انسانیت بدور از شعارهای عوام فریبانه و صداقت اورول در گزارش احساسات و وقایع کتاب را از سایر نوشتارهای این دوره متمایز می کند. منتقدی درباره این کتاب می نویسد: “هیچکس جز اورول نمی تواند خشونت و تراژدی جنگ داخلی اسپانیا را با این تاثیر تصویر کند.” با اینحال اورول به خواننده خود یادآور می شود که این تنها گواهی یک فرد است و نه تاریخ.

در مدت اقامتش در اسپانیا اورول چند بار به بارسلونا، پایتخت کاتالونیا و جاییکه او به POUM ملحق می شود، مسافرت می کند. گزارشهای او از تغییرات در این شهر سنجش نبض تحولات جمهوری اسپانیاست. او همچنین در جریان شورشهای بارسلونا در 1937 که اوج درگیری حزب کمونیست و دولت مرکزی با احزاب مستقل کاتالونیا و آنارشیستهاست در این شهر است.  و ناچار می شود برای نجات از دستگیری بوسیله پلیس دولت جمهوری که تحت تسلط کمونیستهاست مدتی مخفی شود. طنزآمیز اینست که اورول حتی عضو POUM نبود. مانند بسیاری از اولین داوطلبان او به اولین گروهی پیوسته بود که عازم جبهه بود. خود او در شرح این روزها از این نکته غافل نیست و شاید با لبخندی تلخ این سطور را نوشته است.  این کتاب نه تنها درباره جنگ داخلی اسپانیاست بلکه سیریست در قدرت طلبی و نبرد برای آن. این کتاب یک کلاسیک به تمام معناست.

…این آخرین معرفی کتاب درباره جنگ داخلی اسپانیاست. کتابهای زیادی در اینباره وجود دارد و کتابهای بیشتری درباره دوره فرانکو و درباره دوره پس از او. شاید در آینده وقتی بود. برای الان این آخرین معرفیست.

دسته‌ها: تاریخ · معرفی کتاب

تصویب شد

فوریه 17, 2009 · یک نظر بنویسید

بسته سیاستهای مشوق اقتصادی آمریکا Stimulus تصویب شد. و احتمالا در دنور امضاء خواهد شد. ارزش بودجه اختصاص داده شده برای این سیاستها 787 میلیارد دلار است. حال نوبت دولتهای ایالتی و شهری است تا با استفاده از این بودجه به اقتصادهای منطقه ای جان تازه ای بدهند. بسیاری از ایالتها مبالغ هنگفتی برای برنامه های بیمه درمانی، توسعه زیرساختارها و شبکه آموزشی خود دریافت می کنند. آیا این بسته موثر خواهد بود؟ در روزهای گذشته بسیاری از اقتصاددانان درباره کارایی سیاستهای آن ابراز نظر کرده اند. و دولت آمریکا از سایر دولتهای عضو گروه هفت  تقاضا کرده است تا برنامه های مشابهی را تصویب کنند. در روزهای آینده بیشتر خواهم نوشت.

 مطلب پویان درباره بانکها را از دست ندهید.

دسته‌ها: سیاستهای اقتصادی

معرفی کتاب: جنگ داخلی اسپانیا: ارتجاع، انقلاب وانتقام

فوریه 15, 2009 · یک نظر بنویسید

نام کتاب: جنگ داخلی اسپانیا: ارتجاع، انقلاب و انتقام Spanish Civil War: Reaction, Revolution, Revenge

نویسنده: پاول پترسون

ناشر: دبلیو. دبلیو. نورتون

سال انتشار:  2007

پاول پترسون مورخ برجسته بریتانیایی و صاحب کرسی استادی تاریخ اسپانیا در مدرسه اقتصاد لندن LSE  است. او علاوه بر این کتاب مولف کتابی درباره خوان کارلوس و فرانکو می باشد.کتاب او بیشتر یک تاریخ مختصر نظامی از جنگ داخلی اسپانیاست. اوبه تشریح تمام پیش زمینه های سیاسی و اجتماعی تحولات جمهوری اسپانیا نمی پردازد، با اینحال از  حوادث این دوره از جمله  شکستها و پیروزیها و تغییر دولتها شرح دقیق و سلسله واری می دهد.

 برخلاف هیو توماس ظاهرا بیطرف و آنتونی بیور ضد کمونیست پترسون می کوشد دلایل نزدیکی جمهوری اسپانیا به شوروی را تشریح کند.  او در کتابش درباره ارسال طلای اسپانیا به شوروی  و سایر تبادلات دو کشور می نویسد و استدلال می کند که جمهوری اسپانیا و حتی لیبرالهای ضدکمونیست آن چاره دیگری جز رجوع به شوروی نداشته اند. پیمان عدم مداخله در اسپانیا توسط تمامی کشورهای اروپایی امضاء شده بود و تنها شوروی به نفع جمهوری حاضر به نقض آن بود. (آلمان و ایتالیا با نیت نقض و استفاده از آن برای کمک بیشتر به ناسیونالیستها به این پیمان ملحق شده بودند)

مهارت او در بیان موجز این حوادث باعث جذابیت نثرش شده است  و به خواننده تصویری از چگونگی روند توسعه تنازع و تضاد در جامعه اسپانیا  در حال جنگ می دهد. برای خواننده علاقمند به تاریخ اسپانیا این کتاب یک متن خواندنی، جذاب و کوتاه است.

دسته‌ها: تاریخ · معرفی کتاب

سقف برای حقوق مدیران عامل شرکتهای آمریکایی

فوریه 14, 2009 · تا کنون 2 نظر داده شده

طی هفته گذشته دولت فدرال آمریکا اعلام کرد که از این پس حقوق روسای شرکتها و مدیران  عامل شرکتهای آمریکایی را، که از طرح نجات اقتصادی کمک دریافت کرده اند یا خواهد کرد، محدود به 500،000 دلار در سال می کند. دو نکته بر اهمیت این تصمیم می افزاید: اول آنکه چنین تصمیمی در کشوری که آزادی عمل بازارنه یک سیاست بلکه یک اصل است، اتخاذ می شود. دوم آنکه طی سه دهه گذشته حقوق و درآمد مدیران ارشد شرکتها همواره در حال افزایش بوده است. امری که باعث شده است تا بسیاری مدیران شرکتها را به سواستفاده از موقعیت خود و ثروت اندوزی متهم کنند؛ در حالیکه سهامداران و کارکنان این بنگاهها قربانی نوسانات بازار می شوند. این نظریه حتی در میان دانشگاهیان طرفدارانی دارد( ببچوک، فراید و واکر 2002).*

با اینحال این تنها نظریه موجود نیست. مورفی و زابوژنیک (2004)  با مطالعه روند افزایش درآمد این گروه از مدیران نتیجه می گیرند که در حالیکه با متوسط حقوق مدیران ارشد شرکتهای فوربس 800 در 1970 هفتصدهزار دلاردر سال، به ارزش سال پایه 2002  بوده است ، در سال 2000 این متوسط با سه برابر افزایش به 2.2 میلیون دلار می رسد.  ایشان همچنین مشاهده می کنند که متوسط نسبت حقوق مدیران به کارگران از بیست و پنج در سال 1970 به نود در سال  2000 افزایش یافته است. مورفی و زابوژنیک این افزایش حقوق را  ناشی از تغییر در مجموعه مهارتهای مدیریتی مورد نیاز برای تصدی این پستها می دانند.  ایشان استدلال می کنند که این امر ناشی از افزایش رقابت بین بنگاهها در جذب مدیران است. با اینحال افکار عمومی همچنان به انتقاد از مدیران شرکتها می پردازند.

واقعیت اینجاست که طی سالهای اخیر بویژه در بحران اخیر افکارعمومی به این نتیجه رسیده است که مدیران شرکتها گرچه از منافع موفقیت شرکتها بهره می برند اما در ریسک بازار شریک سهامداران و کارکنان نیستند. در حالیکه دولت فدرال با استفاده از پول مالیات دهندگان آمریکایی می کوشد تا سیستم بانکی را نجات دهد و اقتصاد کشور را احیاء کند درآمدی چند میلیون دلاری برای مدیران این بنگاهها از نظر نجات دهندگان آنها گناهی نابخشودنیست.  با اینحال آیا چنین سیاستی عاقلانه است؟ آیا باعث نخواهد شد تا بهترین مدیران جذب بنگاههایی شوند که به کمک دولت احتیاجی ندارند؟ و بنگاههای مورد نظر این سیاست ناچار باشند تا مدیرانی را برگزینند که مهارت حرفه ای کمتری دارند و در نتیجه همچنان محتاج کمک دولت باقی بمانند؟ البته می توان استدلال کرد که تعیین چنین سقفی باعث تحمیل نوعی جریمه به مدیران این بنگاهها خواهد بود و باعث خواهد شد تا ایشان در اصلاح امورشان و  بازپرداخت  وامهای دولتی کوشاتر باشند تا بتوانند درآمد خود را به سطح پیش ار بحران بازگردانند. گذشت زمان نشان خواهد داد کدام عامل موثرتر خواهد بود. در حال حاضر این یک تصمیم سیاسیست تا مالیات دهنده آمریکایی همچنان از طرح نجات اقتصادی حمایت کند.

Bebchuk, Lucian A., Jesse M. Fried, and David I Walker, 2002. Managerial power and rent extraction in the design of executive compensation. NBER working paper 9068.

Murphy, Kevin J., and Jan Zabojnik, “CEO Pay and Appointments: A Market-based Explanation for Recent Trends,” American Economic Review Papers and Proceedings, XCIV (2004), 192-96.

 

این یادداشت در ستون نگاه دنیای اقتصاد روز شنبه  منتشر شد.

 

دسته‌ها: بازار کار · دولت · سیاستهای اقتصادی

سنت والنتاین و آدام اسمیت

فوریه 13, 2009 · یک نظر بنویسید

امشب شب والنتاین است و خیلی ها در حال خرید شاخه ای گل سرخ یا بسته ای شکلات یا هدیه ای کوچک  برای محبوب و دلدارشان هستند. چند سوال:‌ آیا امروز روزی خواهد بود که قیمت گل رز سرخ  پایین بیاید؟ آیا یک دسیسه پنهان باعث افزایش بهای گلها و عروسکها و بسته های شکلات و حتی نایابی آنها شده است؟‌
این توضیح چطور است:

بدلیل آنکه انسانها مایل هستند علاقه و مهر خود را به شریک زندگی و محبوب خود نشان دهند از مناسبتهای مختلف برای انجام اینکار استفاده می کنند  (حتی اگر آن مناسبتها بومی نباشند) . روز سنت والنتاین یکی از این مناسبتهاست. این تمایل یکی از عوامل کننده تقاضاست و با نزدیک شدن این روز باعث افزایش تقاضا برای گل سرخ می شود. اگر شما خواننده محترم پیش از این پرداخت (مثلا)‌ ده هزار تومن برای یک سبد گل را غیر ضروری می دانستید امروز شاید نظرتان عوض شده باشد. امروز تمایل شما به خرید گل افزایش یافته است.  و این یعنی تقاضای شما برای گل افزایش یافته است. و شیفت پیدا کرده است.
این افزایش تقاضا باعث جابجا شدن نقطه تعادل بازار می شود و قیمت گل سرخ افزایش می یابد. تابع عرضه تغییر نمی کند چون فن آوری و هزینه عوامل تولید ثابت مانده است اما قیمت بالاتر به معنی آن است که گل سرخ بیشتری به بازار عرضه می شود. چون تولید بیشتر آن در قیمت جدید میسر است. در نتیجه هم گل سرخ بیشتری در بازار فروخته می شود و هم بهای آن بالاتر رفته است. چون تقاضای شما برای آن تغییر کرده است ولی عرضه ثابت مانده است. … بنظر شما همچنان یک دسیسه باعث افزایش بهای گل شده است؟

دسته‌ها: اقتصاد خرد · الگوی مصرف · تبلیغ · مصرف کننده

مردان دویست ساله

فوریه 13, 2009 · تا کنون 2 نظر داده شده

دیروز دویستمین سال دو ابرمرد تاریخ بود: داروین و آبراهام لینکلن.

نظریه تکامل داروین هنوز جنجال آفرین است و کلیسا هنوز نتوانسته است آنرا هضم کند.  باور کلیسای اونجلیکن به خلقت جهان باعث شده است تا بسیاری از پیروان این کلیسا عمر زمین را چندین و چند میلیون سال ندانند. به باور ایشان تنها شش روز صرف خلق زمین در حالتی که در آن هستیم شده است و تکاملی در کار نبوده است! هنوز وعاظ مسیحی به سرزنش هواداران این نظریه می پردازند و تدریس داروینیسم در مدارس باعث شده است تا خانواده های بسیاری فرزندان خود را در خانه تعلیم دهند.

آبراهام لینکلن اما در اوج محبوبیب است.از  مبارز ضد برده داری و محافظ اتحاد ایالات متحد اکنون به مانند یک قدیس یاد می شود. گرچه بعنوان یک سیاستمدار او بازی سیاست را بلد بود و با مهارت آنرا بازی می کرد. کتابهای مربوط به او هنوز پرفروش است (از جمله زندگینامه جدیدی تحت عنوان  Team of Rivals تیم رقبا که سال 2006 منتشر شد.) نظریه تکامل درباره محیط زیست و زیست شناسی مخالفان و موافقانی هنوز دارد. ولی تکامل تدریجی نظامهای سیاسی را همه پذیرفته اند. داروین می توانست یک عالم علوم سیاسی باشد و نه دانشمند علوم طبیعی.

دسته‌ها: تاریخ