اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

محتوای نوامبر 2008

یادداشتی درباره سیاستهای اقتصادی اوباما

نوامبر 29, 2008 · ۱ دیدگاه

این یادداشتیست که در شماره آذرماه ماهنامه توسعه و صنعت درباره سیاستهای اقتصادی باراک اوباما نوشته ام:

سیاستها و اندیشه های اقتصادی باراک اوباما

 

 

پیش زمینه

هفته گذشته پس از یکی از طولانی ترین مبارزات انتخاباتی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده باراک حسین اوباما سناتور ایالت ایلینوی آمریکا به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور این کشور برگزیده شد. گرچه انتخاب اولین آفریقایی تبار به  ریاست جمهوری آمریکا یک واقعه تاریخی به شمار می آید اما برای تصدی یکی از مشکلترین مشاغل دنیا او پیشینه ای چندانی ندارد. سناتور ایالت ایلینوی پیش از رفتن به واشنگتن و عضویت در مجلس سنا  یک استاد  حقوق قانون اساسی دانشگاه شیکاگو، عضو مجلس ایالتی ایلینوی، وکیل و یک فعال اجتماعی بوده است.

 او رئیس جمهور کشوری خواهد بود که در دو کشور درگیر عملیات نظامیست، اقتصاد آن بتازگی از بحرانهای شدید مالی گذشته است و بسیاری بر این باورند که در سال آینده دچار رکود اقتصادی خواهد بود،  سیستم تامین اجتماعی آن در حال ورشکستگیست و دولتش با کسری بودجه هنگفتی دست به گریبان است، تراز تجاری آن با چین منفیست و همچنان مشاغل بخش تولیدش در حال تغییر مکان به کشورهای آسیایی هستند و صنایع خودروسازیش در حال ورشکستگی. او در حالی مصدر امور یکی از کشورهای صنعتی را در دست می گیرد که گرمایش زمین وارد مرحله جدیدی شده است و چالشهای محیط زیستی ناشی از آن بر همگان آشکار گشته است. 

باراک  اوباما همچنین با افزایش انتظارات جهانی مواجه است. آفریقای در حال توسعه با چشم امید به رئیس جمهوری می نگرد که پدرش دیوانسالاری کنیایی بوده است و از او انتظار افزایش کمکهای مالی آمریکا به روند توسعه در این قاره را دارد.   مسائل دو چندان و منابع محدودترشده او را به چالش می طلبند و ناظران می پرسند او با چه اندیشه هایی به سراغ این مشکلات خواهد رفت؟

 

اندیشه ها و سیاستها

گرچه در آخرین هفته های مبارزات انتخاباتی اوباما به سوسیالیست بودن متهم شد، اما او قطعا یک چپگرای اقتصادی نیست. طرحهای اقتصادی او با اعتقاد به نقش دولت به عنوان تنظیم کننده بازار و باور به یک بازار آزاد بین المللی تنظیم شده اند. این به این معنا نیست که او بازار آزاد را متعارف آزادی مطلق شرکتها و یا مضرر برای حل  مسائل محیط زیستی می داند. سبد سیاستهای پیشنهادی او سبد متعادلیست از نقش دولت، بازار آزاد و اهداف گوناگون اقتصادی و محیط زیستی.  در نتیجه سیاستهای پیشنهادی او موضوعات گسترده و متنوعی را در بر می گیرند.

او به مصرف کنندگان آمریکایی اطمینان داده است که با گرفتن مالیات از سودهای هنگفت شرکتهای نفتی از افزایش شدید قیمت نفت به ایشان یک هزار دلار برای پرداخت هزینه های افزایش یافته تحت عنوان کمک بخاطر وضعیت اضطراری انرژی کمک خواهد کرد. او همچنین تائید کرده است که تنها مالیات کسانیکه بیش از دویست و پنجاه هزار دلار در سال درآمد دارند افزایش خواهد یافت. او پیشنهاد اصلاح سیستم بیمه خدمات درمانی را به نفع مصرف کنندگان داده است و همچنین بیست و پنج میلیارد برای کمک به دولتهای ایالاتی و جلوگیری از کاهش بودجه آموزش، بهداشت و افزایش مالیات مسکن اختصاص خواهد داد. او همچنین می خواهد مقرراتی را برای جلوگیری از تکرار بحران مسکن تنظیم و اعمال کند.

در تجارت بین الملل تاکید او بر تجارت آزاد و عادلانه  است. او بر این باور است که برخی دولتهای عضو سازمان تجارت جهانی از طریق پرداخت یارانه و تعرفه های پنهانی از تولیدکنندگان خود حمایت می کنند و روح رقابتی مقررات این سازمان را زیر سوال برده اند. او درصدد است از طریق این سازمان و بازنگری پیمانهای تجارت آزاد آمریکا با سایرکشورها رقابتی بودن بازار بین المللی را تضمین کند تا مشاغل صنعتی آمریکاییان به کشورهای دیگر منتقل نشود. افزایش اشتغال در آمریکا ، که اکنون در بدترین وضعیت از سال 1997 است، یکی از اصلیترین اهداف اوست.

 

بحران اقتصادی

اکنون مبارزات انتخاباتی تمام شده است، اولین مساله در پیشرو بحران اقتصادی و خطر رکود ناشی از آن است. در اولین جلسه مطبوعاتی پس از پیروزی در انتخابات باراک اوباما به خبرنگاران اطمینان داد که او با این بحران و خطرات ناشی از آن مقابله خواهد کرد.  او تائید کرده است که اولویت اول او تصویب طرحی جهت نیرو بخشیدن به اقتصاد و کمک به صنایع خودروسازیست. بسیاری منتظرند تا ببینند که چه کسانی اعضاء اصلی تیم اقتصادی او خواهند بود. درباره وزیر خزانه داری که ناظر اجرای طرح نجات اقتصادی خواهد بود از لاورنس سامرز رئیس دانشگاه هاروارد و وزیر خزانه داری دولت کلینتون و تیموتی گیثنر رئیس بانک فدرال رزرو نیویورک بعنوان کاندیداهای نهایی  نامبرده می شود.  تیم مشاوران اقتصادی اوباما همچنین شامل: رابرت رابین، وزیر اسبق خزانه داری،  پاول ولکر، رئیس سابق فدرال رزرو، اریک اشمیت، رئیس شرکت گوگل، ویلیام دیلی، وزیر سابق تجارت، و ویلیام دونالدسون، رئیس سابق هیات مبادله سهام، است. بنظر مجله اکونومیست، که طرفدار سرسخت بازار آزاد است: “آقای اوباما شاید تجربه چندانی نداشته باشد اما مشتاق یادگیریست.” چنین نظراتی کمک بزرگی به آقای اوباماست، او در چالش در پیشرو بیش از هر چیز می خواهد همگان را مطمئن سازد که برای برون رفت از بحران موجود راه حلهایی وجود دارد که او می تواند آنها را اجرا کند. سوال این است که آیا او خواهد توانست اقتصاد آمریکا را علیرغم تجربه اندکش از بحران برهاند؟

آینده به این پرسش پاسخ خواهد داد. اما ناظران محافظه کار خوشبین هستند. به گفته مجله اکونومیست: “اوباما علیرغم تجربه اندکش دو گروه اصلی سیاست آمریکا ، حزب جمهوریخواه و کلینتونها، را شکست داد. توانست منابع مالی بیشتری جذب کند و هوادران خود را در سازمانی گسترده و منضبط گرد آورد”. باورهای اقتصادی اوباما به یک سو او مدیر سیاسی موفقی بوده است. و شاید اقتصاد در حال بحران بیشتر از هر چیز به یک مدیر خوب احتیاج داشته باشد.

دسته‌ها: Uncategorized

مسکو 1941: یک شهر و مردمش در جنگ

نوامبر 10, 2008 · ۱ دیدگاه

عنوان: مسکو 1941، یک شهر و مردمش در جنگ

نویسنده: رودریک بریثویت Rodric Braithwaite

تعداد صفحات: 398

ویرایش: اول

زبان: انگلیسی

چاپ: Knopf نیویورک 2006

درباره جنگ جهانی دوم و وقایع در آن بسیار نوشته شده است، در نتیجه برای یک مورخ نوشتن دوباره داستان حوادث این دوره می تواند به تکرار مکررات تبدیل شود و بجای داستانی دلکش بازگویی کسل کننده وقایعی باشد که همگان آنها را می دانند. رودریک بریثویت در نوشتن داستان مسکو شهری در حال جنگ به این دام نمی افتد.

او نه تاریخ حوادث بلکه داستان زنان و مردانی را بازگو می کند که در پائیز و زمستان 1941 در برابر ارتش نازی می ایستند تا از سرزمین مادری خود دفاع کنند. در سال 1941 آلمان  نازی در اوج قدرت خود و غره به پیروزیهای سریعش در غرب اروپا حاکم بلامنازع اروپای غربی و مرکزی شناخته می شد. این کشور گرچه در حال جنگ با بریتانیا و مستعمرات آن بود اما فرانسه، لهستان، بلژیک، هلند، نروژ و چکسلواکی را از پا درآورده بود. کسی دلیلی نداشت که فکر کند قدرتش بزودی رو به زوال خواهد گذاشت. در شرق گرچه بسیاری جنگ با آلمان را اجتناب ناپذیر می دانستند ولی رهبری سیاسی شوروی امیدوار بود با رعایت پیمان دوستی با آلمان این خطر را از مرزهای خود دور کند. زمانیکه در 22 ژوئن 1941 آلمان با آغاز عملیات بارباروسا اشغال شوروی را آغاز کرد بسیاری غافلگیر شدند.

کتاب مسکو 1941 به بیان وقایع ماههای آغازین جنگ در جبهه شرقی بین آلمان نازی و شوروی تا پایان نبرد مسکو می پردازد. در شرح این وقایع آقای بریثویت، که از سل 1988 تا 1992 سفیر بریتانیا در مسکو بوده است، از مجموعه غنی و بکری از اسناد، خاطرات فردی، نامه های اشخاص درگیر ماجراها و مصاحبه با شاهدان عینی زنده در  دهه نود بهره می برد. داستان او نه تنها داستان شجاعت فردی و مقاومت در برابر اشغالگر است بلکه داستان افراد عادی جامعه است. از استاد تاریخ دانشگاه مسکو که اجازه ثبت لحظه به لحظه حوادث در شهر را می گیرد تا زنانیکه در اطراف شهر خندقهای ضدتانک می  کنند و استحکامات می سازند تا موسیقیدان شهیر شاستاکوویچ که مجبور به ترک مسکو در یک قطار باری می شود و تمام چمدانهای خود را در ایستگاه جا می گذارد.  او با بازگویی خاطرات ایشان در خلق دوباره فضای این ماهها موفق بوده است.

کتاب به سه بخش تقسیم می شود. در سه فصل اول نویسنده تاریخ مختصری از مسکو، نقش تاریخی آن و تحولات اجتماعی آن بیان می کند. بخش دوم  آغاز جنگ و شکست ارتشهای شوروی در مرزها، روسیه سفید و اوکراین را تصویر می کند. و در بخش سوم داستان نبرد مسکو بیان می شود. زمانیکه برای اولین بار ارتش آلمان وادار به عقب نشینی می شود و پایان اقتدار آن آغاز می شود.

در بیان این داستان آقای بریثویت بر روایت طرف روس تاکید بیشتری دارد  و تنها  چند بار از مکاتبات و اسناد طرف آلمانی یاد می کند. تاکید او بر بیان داستانهای فردی افراد درگیر وحاضر در این وقایع قابل تقدیر است. از پرستاری که به اسارت گرفته می شود و در آلمان به کار اجباری گمارده می شود تا سربازانی که از اسارت می گریزند و مجبور به اثبات وفاداری خود و پاسخ دادن به بازجویی افراد هستند. او همچنین تصویر دقیق و جزئی از چگونگی سازماندهی اهالی شهرها و بسیج نیروها ارائه می کند که باعث می شود خواننده درکی از نظام تصمیم گیری و اجرائی در شوروی تحت فشار حوادث ماههای اول جنگ داشته باشد. نثر او ساده و قابل فهم و سبکش شیوا و بدور از کسل کنندگی تاریخهای رسمیست. در مجموع مسکو 1941 کتابی است جالب برای خواننده قرن بیست و یکمی.

پانوشت 1:راستش می دانم خیلی ها توقع معرفی یک کتاب اقتصادی را داشتند. قطعا از این مهم غفلت نخواهم کرد، اما بحث درباره مطالعات شخصی بود.

پانوشت 2: خیلی با خودم جدل کردم که معرفی یک کتاب انگلیسی به چه درد می خورد، ولی فکر کردم کتاب کتاب است و شاید کسی به صرف ترجمه این کتاب بیفتد.

دسته‌ها: تاریخ · معرفی کتاب

معرفی کتاب

نوامبر 9, 2008 · ۱ دیدگاه

یکی از کارکردهای وبلاگ نویسی بیان خاطرات و تجربه های شخصی است. برای من همواره جالب بوده است که وبلاگها بیشتر دریچه ای به اندیشه ها و باورهای شخصی بوده و هستند و در آنها کمتر درباره مطالعات افراد و سیر تحول ایشان در آنها نوشته می شود. فکر می کنم معرفی کتاب می تواند آغاز مناسبی برای فتح باب بحثهایی از این قبیل باشد. بخصوص در دنیایی که اینترنت جایگزین مطالعه شده است.

دسته‌ها: معرفی کتاب