اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

محتوای اکتبر 2008

بازار کار این روزهای آمریکا

اکتبر 30, 2008 · یک نظر بنویسید

بنظر می رسد که یک موج بیکاری در ایالات متحده در راه است. Yahoo، پپسی و چند شرکت دیگر در حال تعدیل نیرو هستند. بنا به گزارش سازمان کنفرانس بورد تقاضای برای نیروی کار در سایتهای اینترنتی 216،000 نفر کاهش یافته است.  در این میان کارگران شرکت بوئینگ اعتصاب کردند و توانستند از مدیریت قول افزایش دستمزد و ثابت ماندن هزینه های بیمه را بگیرند!

دسته‌ها: بازار کار · مدلهای اقتصادی

اعتماد در هم شکسته

اکتبر 28, 2008 · یک نظر بنویسید

یادداشتم درباره گرین اسپن و وال استریت در روزنامه دنیای اقتصاد امروز را اینجا بخوانید:
در تاریخ اقتصاد آمریکا کمتر چهره‌ای به اهمیت آلن گرین‌اسپن بوده است. او در دوره چهار رییس‌جمهور و برای شانزده سال رییس فدرال رزرو( بانک مرکزی آمریکا) بوده است و تا چندی پیش از او به عنوان معمار اقتصاد موفق و رو به رشد آمریکا تقدیر می‌شد…. ادامه

دسته‌ها: اطلاعات · سیاستهای اقتصادی

چاپ مقاله ایرانی در رشته اقتصاد

اکتبر 27, 2008 · ۱ دیدگاه

حامد عزیز یادداشتی تحت عنوان:   تحقیقات محلی یا جهانی درباره تحقیقات تجربی -کاربردی- در اقتصاد و فاینانس در ایران نوشته است که در آن ابراز نظر کرده است؛‌ که چون داده ها از کشوری مانند ایران آمده است و اعتبار داده ها پایین است مقالات حاصل در ژورنالهای معتبر به نشر نمی رسند. دوم آنکه نشان دادن اینکه یک نظریه اقتصادی در ایران موفق نبوده است، چندان مهم نیست. این بهانه خوبیست برای گفتن چند نکته در اینباره:‌
۱. ژورنالهای اقتصادی دارای دسته بندیهای مختلفی بر اساس رتبه، موضوع، شاخص ارجاع و کیفیت مقالات منتشره در آنها هستند. بیشتر ژورنالهای اقتصادی از داوری علمی مقالات توسط دانشگاهیان بهره می گیرند و Refereed  هستند. بسیاری از اوقات مقالات بر اساس نقشی که در افزایش دانش اقتصادی ما و یا اهمیت موضوع مورد بررسی دارند  در این ژورنالها پذیرفته می شوند.
بعنوان مثال مقالاتی که در American Economic Review, Econometrica  و یا سایر ژورنالهای طراز اول به نشر می رسند سهمی عمده ای در پیشبرد دانش اقتصاد داشته اند. مقالاتی هم هستند که درباره مسایل جزیی تری بحث می کنند و یا علاقه به موضوع مورد بحثشان همه گیر و فراگیر نیست. این مقاله ها شاید در ژورنالهای طراز اولی مانند  American Economic Review, ویا Econometrica  منتشر نشوند اما همچنان معتبر هستند.  بخش عمده ای از مقالات دانشگاهیان در چنین ژورنالهایی به انتشار می رسند  و سهم قابل توجهی در ارتقا و گسترش دانش اقتصاد دارند. در نتیجه اگر شما مقاله ای دارید به صرف اینکه در یکی از پنج ژورنال برتر اقتصاد چاپ نخواهد شد، مقاله بدی نیست. ژورنالهای خوبی وجود دارند که از چنین مقاله ای استفاده خواهند کرد.
۲. حالا که به بحث چاپ رسیدیم باید گفت که هر مقاله ای قابل چاپ نیست.
الف. حق با حامد است که داده های مقاله باید معتبر باشد. از روی تجربه به جرات می توان گفت که اعتبار داده های آماری ایران توسط مراکزی مانند بانک جهانی و صندوق جهانی پول پذیرفته شده اند. گزارشهای مرکز آمار ایران و بانک مرکزی در این سازمانها استفاده می شود.  و مقالات جالب توجهی با استفاده از این داده ها به چاپ رسیده است. قابل ذکر است که نشان دادن قابل اعتماد بودن داده های مراکزی مانند سازمان بورس خود یک مقاله خوب کاربردیست که در یک ژورنال خوب قابل چاپ است و باعث می شود تا راه برای استفاده از این داده ها هموار گردد.
ب. مقاله باید خوب نوشته شده باشد. نوشتن مقاله به زبان انگلیسی کار آسانی نیست. با این حال شما باید بکوشید مقاله تان شیوا و دارای حداقل غلطهای دستوری باشد. اگر می توانید از یک دانشجوی زبان بخواهید آنرا برای شما ویرایش کند. شیوایی مقاله در نظر داور شما تاثیر می گذارد.
ج.  نشان بدهید چرا این مقاله مهم است.  شما باید بخوبی انگیزه خود را در نوشتن مقاله تشریح کرده باشید و سهم آنرا در پاسخ به یک پرسش و یا تحلیل یک مساله اقتصادی مشخص کرده باشید.  حتی در یک مقاله کاربردی اگر شما مدلی را  برای ایران تخمین می زنید که قبلا در کشور دیگری تخمین زده شده است مقایسه نتایج با نتایح مشابه کشورهای دیگر و مدلهای مشابه در کشورهای همسایه جای قطعه گمشده ای در دانش اقتصاد را پر می کند.
۳. اگر یک نظریه اقتصادی در ایران جواب نمی دهد، پیدا کردن دلیل آن و ارایه و تست نظریه ای درباره آن حایز اهمیت است. این کار ساده ای نیست. چون نیازمند تسلط به نظریه های اقتصادی است. با اینحال تلاش برای یافتن چنین پاسخی بی حاصل نخواهد بود.

موضوعات اقتصادی در ایران مهجور هستند و به این دلیل مقالات منتشره درباره آنها کم است که مقالات خوب منطبق با استانداردهای جهانی درباره آنها کم نوشته می شود، نه به دلیل فقدان کیفیت داده ها و یا عدم علاقه ژورنالهای جهانی.  پیشنهاد من به شما این است که اگر مقاله ای در دست نوشتن دارید با یکی از اساتید درباره آن صحبت کنید و ببینید چگونه آنرا می توانید به چاپ برسانید. برای لیست ژورنالهای اقتصاد می توانید به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.econlit.org/journal_list.html.

دسته‌ها: آموزشی-پژوهشی

دفتر

اکتبر 24, 2008 · یک نظر بنویسید

با دوستی که چند روزیست در دانشگاهی در تهران مشغول بکار شده است صحبت می کردم. گفت:« به من دفتری داده اند تا شروع کنم. در این دفتر یک کامپیوتر است که شبکه ندارد، یک پرینتر لیزری هست که تونر ندارد و یک تلفن هست که سیم ندارد و کار نمی کند. »
فکر کردم که کارت شبکه مساله واحد کامپیوتر است و نه دانشکده و درست می شود. طبیعیست که انبار تونر نداشته باشد و آنرا سفارش خواهند داد. حتی می پذیرم که فرد تحویل دهنده ممکن است از نبود تونر بی اطلاع بوده باشد. و تازه متوجه آن شده باشد.
 اما هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که چرا تلفن بدون سیم اتصال است! مگر سیم اتصال نایاب است و یا فردی ممکن است فکر کند که تلفن بدون سیم هم کار خواهد کرد.
در واقع با این ابزار این دوست محقق  نخواهد توانست کاری کند و تولید نخواهد داشت.  دانشگاه مذکور ابزاری تهیه کرده است و برای آنها بهایی پرداخته است، اما به علت فقدان اجزا مکمل این سرمایه گذاری باعث افزایش خروجی نمی شود.
حال بیایید فرض کنیم بجای این دانشگاه دولتی پشتگرم به بودجه نفتی دانشگاه او یک موسسه خصوصی بود که شهریه دانشجویان و انجام پروژه های تحقیقاتی منابع درآمد و بودجه آن بودند.  اجرا و انجام وظایف و پروژه ها حایز اهمیت می شدند و به او ابزاری داده می شد که بتواند کار کند و نه آنکه در اتاقی بنشیند تا کارت شبکه، تونر پرینتر و سیم تلفن برسد تا شاید او بتواند کاری کند.

دسته‌ها: Uncategorized

درباره انگیزه تحلیل بحران اقتصادی

اکتبر 21, 2008 · یک نظر بنویسید

فکر می کنم تحلیلها هم برای حداکثر سازی یک تابع هدف صورت می گیرند. این نکته جالبی است که امروز به ذهنم رسید. بنظر می رسد ما بین تحلیل کسانیکه در صنعت کار می کنند-مانند اینجانب- و کسانیکه در دانشگاه کار می کنند تفاوتی وجود دارد.
رییس من که فارغ التحصیل دانشگاه شیکاگوست امروز می گفت: البته من نباید موافق طرح نجات باشم ولی نمی خواهم کارم را هم از دست بدهم!
اگر تحلیل را استوار بر مدلسازی واقعیت بدانیم؛ از آنجا که هر مدلی با بخشی از واقعیت سر و کار دارد تحلیل مبتنی بر آن  مدل بر اساس آن بعد صورت می گیرد. از این دید تحلیلگر تابع هدف خود را حداکثر می کند. که می تواند اثبات درستی و یا نادرستی طرح نجات و یا اثبات سقوط سرمایه داری باشد. (این خیلی جالب است که شکست یک سیاست پولی و نقصان کارکرد ریسک پذیری به حساب یک شکست ایدیولوژیک گذاشته می شود)
 اولویت بندی ابعاد اقتصادی و در نظر داشتن انگیزه ها مهم است. 
راستی یادداشت هفته نامه اکونومیست درباره گوردون براون جالب است. تفاوت سیاستهای اخیر و سیاستهای اتخاذ شده در کشورهای اسکاندیناوی در دهه نود و هفتاد حایز اهمیت است.

دسته‌ها: Uncategorized

محترم لپ تاپ

اکتبر 20, 2008 · یک نظر بنویسید

محترم لپ تاپ اینجانب به تعمیرگاه رفته است و در نتیجه امکان تایپ فارسی را از حقیر گرفته است. امید است این اسباب راحتی و ناراحتی این هفته به خانه بازگردد.
برای آنکه حوصله شما سر نرود بر گرفته از سایت: Phdcomics.com چندان هم بی ربط به بحران اخیر نیست

دسته‌ها: Uncategorized

مصاحبه دکتر طبیبیان

اکتبر 8, 2008 · ۱ دیدگاه

مصاحبه بسیار خواندنی دکتر طبیبیان با سایت فرارو درباره طرح تحول اقتصادی نکات بسیار جالب توجهی دارد.

یادداشتهای اخیر روزبه را هم از دست ندهید که بنظر من جنبه های نظری خوبی را درباره بحران اخیر بیان می کند. هراس از تکرار سقوط بزرگ در تصویب این طرح نقش داشته است و شکی در آن نیست.  راستی از ارزش مجموع پس اندازهای بازنشستگی دو تریلیون دلار کم شده است.

دسته‌ها: Uncategorized

آیا اقتصاددانان دست راستی هستند؟

اکتبر 6, 2008 · تا کنون 7 نظر داده شده

هفته گذشته بحث بسیار جالبی با دوستی داشتم که خود دست به قلمی دارد و درباره موضوعهای اجتماعی می نویسد. او گفت: ” شما اقتصاددانان همه دست راستی هستید!”  و بعد توضیح داد: “همه بحثهای شما حول محور سودآوریست و هیچ توجهی به هزینه انسانی ندارید، شما اقتصاددانان برای دوری یک مادر از فرزندش قیمت می گذارید. شما توجیه می کنید که یک زن بنگالی برای فلان مبلغ می تواند از بچه اش دور باشد.”

وقتی برای یکی از دوستان این مکالمه را تعریف می کردم، شانه هایش را بالا انداخت و گفت: “کی اهمیت می دهد!”

واقعیت این است که عمومی سازی مفاهیم و نقش اجتماعی افراد در ایران سابقه ای طولانی دارد و بسیاری این بحثهای قهوه خانه ای را به حساب واقعیت می گذارند.  چنین بحثهایی با کمی تم روشنفکرانه تصویری را در دهه پنجاه شمسی از صنعتگران و کارآفرینان بعنوان عامل سرمایه داری و امپریالیسم ایجاد کرد که در سال اول پس از پیروزی انقلاب به یکی از گسترده ترین برنامه های دولتی سازی اقتصاد ختم شد. برنامه ای که با درجه بندی صنایع بسیاری از مالکین را از اداره بنگاههای خود محروم کرد و اقتصاد ایران را به یک اقتصاد دولتی ناکارآمد تبدیل نمود.  هنوز ما نتوانسته ایم نه اثرات آن تصمیم و نه عواقب آن تصویرسازی را جبران کنیم.

 در نتیجه برای جلوگیری از گسترش چنین توهماتی بنظر می رسد نباید هیچ فرصتی را از دست داد.اقتصاد نه مکتب فکریست و نه ایدئولوژی سیاسی! بلکه اقتصاد مطالعه تخصیص منابع محدود به نیازها و خواسته های نا محدود ماست. البته یکی از فرضهای اقتصاد این است که خانوار  مطلوبیت خود را  و بنگاه سود خود را حداکثر می کند.  اقتصاددانان به صرف خواندن اقتصاد نه دست راستی می شوند و نه دست چپی.

ولی حتی مطلوبیت و سود تعاریف متفاوتی دارند. هم خانوار ها در تعریف مطلوبیت خود متفاوتند و هم بنگاهها از سود و سودآوری برداشتهای گوناگونی دارند. اگر هزینه را جزئی از سود بدانیم، و سود را تفاضل درآمد  و هزینه، اجزاء هزینه برای بنگاههای مختلف متفاوتند. برخی از این اجزاء مانند هزینه های ناشی از آلودگی محیط زیست پیش از این بعنوان هزینه شناخته نمی شدند و هنوز در بسیاری از کشورها بعنوان هزینه مطرح نیستند. اقتصاد سودآوری را تحلیل می کند و نه ارزشگذاری. 

اگر یک زن بنگالی برای پیدا کردن کار ناچار به مهاجرت گردد و از خانواده خود دور گردد،  هیچ اقتصاددانی آنرا درست نمی داند. این زن بنگالیست که با تصمیم خود یک مشاهده ایجاد کرده است و سیگنالی درباره مرز دستمزدی فرستاده است که او را وادار به دوری از خانه می کند. او همچنین دارد سیگنالی می فرستد برای  دستمزدی که در صورت کسب آن می تواند در کنار خانواده خود بماند. این  تحلیل بعد اقتصادی این تصمیم است و نه توجیه انسانی بودن آن یا موجه دانستن آن. در واقع با ارائه این تحلیل اقتصاددانان امکان ارائه راه حلهایی را فراهم می کنند که اجرای آنها باعث می شوند تا با ایجاد مشاغل و رشد اقتصادی  او در کنار خانواده خود باقی بماند.

نکته جالب اینجاست که چنین قضاوتهای کلی و به عقیده من مخربی عمومیت دارند. و بسیاری از دوستان دانشجوی رشته های مختلف که علیرغم فرهیختگی مطالعه ای درباره اقتصاد ندارند چنین نظراتی را با اطمینان به درستی آنها تکرار می کنند. نگارنده فقط می تواند توصیه کند که این دوستان که اکثرا در دانشگاه هستند یک ترم سر کلاس درس مبانی اقتصاد خرد یا کلان Principles of Microeconomics or Macroeconomics بنشینند و کمی مبانی این رشته را یاد بگیرند. چنین کلاسی فقط به هفته ای یک یا دو ساعت سر کلاس نشستن احتیاج دارد ولی معلومات و قدرت تحلیل افراد را افزایش می دهد.

نه اقتصاددانان دست راستی نیستند!

دسته‌ها: Uncategorized