محتوای سپتامبر 2008
یادداشت من درباره بحران اخیر در روزنامه دنیای اقتصاد، تیتر چیزی نیست که من نوشته بودم. مطلب موجزتر از چیزیست که باید باشد.
بسیاری بر این باورند که وظیفه دولت کمک به بازار برای بازیابی تعادل خود و برگشت به نقطه تعادل است. آنها همچنین دولت را موظف ميدانند که اثرات منفی بحران کنونی را محدود کند. چنین استدلالی دولت را مجاز ميداند که با استفاده از اموال عمومي به نجات بانکها و شرکتهای مالی بشتابد و از تلاشی آنها در شرایط کنونی جلوگیری کند. شکی نیست که تلاشی شرکتهای مالی و بانکها بیش از همه مالیاتدهنده طبقه متوسط را متضرر خواهد کرد….ادامه
دستهها: Uncategorized
وبلاگ پروازی دیگر عکسهای جالبی از گرامیداشت خلبانان کمان 99 منتشر کرده است. این وبلاگ حاوی یادداشتها ، خاطرات و عکشهای متنوعی از خلبانان و قهرمانان نیروی هوایی در سالهای جنگ تحمیلی است.
دستهها: Uncategorized
در نهایت توافق حاصل شد و احتمالا طرح نجات مالی آمریکا تا فردا آنلاین خواهد بود. بنظر می رسد که نظر بسیاری از مدیران مالی و کارشناسان در نهایت پذیرفته شد. افرادی مانند وارن بافت، دومین مرد ثروتمند جهان، به کنگره گفته اند یا طرح نجات را بپذیرد یا شاهد ذوب شدن بازارها و بنگاههای مالی آمریکا باشند. وزرای خرانه داری و تجارت، دبیر هیات مبادله اوراق بهادار و رئیس فدرال رزرو اعضاء هیات نظارت بر طرح نجات هستند. پاولسون وزیر خزانه داری پس از یک هفته برای اولین بار لبخند می زند.
دستهها: Uncategorized
سپتامبر 23, 2008 · ۱ دیدگاه
بیست و هشت سال پیش بود. من کیفی قهوه ای رنگ را در دست گرفتم تا دانش آموز باشم. کیفم صندوق گنجینه من بود: دفترچه های نو و مداد سیاههای تازه تراش و جواهر من یک مداد ترش به شکل خرگوش و به رنگ زرد. نونهالی به پایان رسیده بود، کودکی و دانش آموزی در راه بود. زمانه ای پر آشوب تازه آماده گذشتن می شد. و آرامش نا محتمل نبود.
بیست و هشت سال پیش پدرم با شوق به دیوارهای تازه نقاشی شده مدرسه کوچکی در بوشهر می نگریست و به کودکانی فکر می کرد که کلاس اول را آنجا آغاز می کردند.
بیست و هشت سال پیش مادرم، خاله هایم همه در حال آماده شدن برای یک سال دیگر از معلمی بودند. معلمی حرفه فامیلی بود، همه خانمهای فامیل معلم بودند. دست از پا خطا کردن در مدرسه در فامیل ما غیر ممکن بود
ولی بیست و هشت سال پیش با یک واژه به خانه همه آمد: جنگ.
جنگی که تا هشت سال ماند. جنگی که دنیای ما را برای همیشه عوض کرد. کودکی، جوانی، میانسالی و کهنسالی همه فرق کردند.
من دنیا قبل از جنگ را همیشه با صدای خنده همقطاران پدرم، “عموهایم” به خاطر می آورم: خنده های شاد، صورتهای آفتاب سوخته مطمئن و بوی ملایم ادکلن. جنگ آنان را قهرمانانی کرد که به سوی دشمن از زمین و آسمان یورش می بردند. و زنانشان را، خاله هایم را، قهرمانانی که به نگهبانی از خانه هایی می پرداختند که در آنها جنگ نه گزارش خبری اخبار ساعت هشت شب بلکه واقعیتی جاری، هر روزه و ملموس بود. عموهای زیادی به آن آخرین پرواز بی بازگشت رفتند. جنگ خاله هایم را پیر کرد. زندگی ما دیگر هیچوقت همانی نشد که زمانی بود.
جنگ آمد و ما متجاوز نبودیم و کوشیدیم که قربانی تجاوز نباشیم. جنگ آمد و سلحشوریهای بسیاری را رقم زد و در خانه های بسیاری را هم زد. و چه مردان سترگی رخت بر بستند: فلاحی، فکوری، نامجو، کلاهدوز، همت، خرازی، باکری، بابایی، …
در پس هر حماسه رنجی نهفته است. بیائید نه حماسه و نه رنجها را هرگز هرگز هرگز هرگز فراموش نکنیم.
[بنا بر این نیست که غیر اقتصادی بنویسم، اما سالروز آغاز جنگ از این قاعده مستثنی است]
دستهها: Uncategorized
AIG تحت کنترل دولت قرار گرفته است. بدین ترتیب یک دولت جمهوریخواه که طرفدار بازار آزاد و حقوق مالکیت شرکتهای بزرگ بوده است و از تخفیف مالیاتی به ایشان حمایت می کرده است ظرف دو هفته سه شرکت خصوصی را به کنترل خود درآورده است. این شرکتها شامل بزرگترین شرکت بیمه و قدیمی ترین شرکتهای فعال در بازار وام مسکن هستند. این اقدام به بحث جدیدی دامن زده است که آیا دولت فدرال حق دارد برای نجات اقتصاد از پول مالیات دهندگان استفاده کند؟
اقدام دولت فدرال و بسته سیاستهای پیشنهادی خزانه داری باعث شد تا امروز شاهد بهبود بازار وال استریت باشیم و در مجموع شاخص در مقایسه با هفته پیش تنها چهار دهم درصد سقوط نشان دهد. نکته جالب در این زمینه سرعت عمل دولت و کنگره در پذیرش بسته سیاستهای پیشنهادی و احیای اعتماد و پیشگیری از گسترش هراس از بحران در بازار است. بسیاری می دانند که نباید اجازه داد تا دچار هجوم سهامداران و سپرده گذاران گردد چون در این صورت با کاهش ناگهانی شاخصها و افزایش تصاعدی خروج پول از بانکها بازار دچار سقوط می شود.
اولین گروه می خواهد با فروش سریع سهامش بخشی از سرمایه اش را نجات دهد و دومین گروه می خواهد با برداشت از سپرده بانکیش پول خود را از سیستم خارج کند و از آن در برابر ورشکستگی احتمالی سیستم بانکی حفاظت کند. این به معنای افزایش ناگهانی عرضه اوراق بهادار و کاهش منابع بانکها برای سرمایه گذاری خواهد بود. چنین افزایشی در عرضه سقوط سریع قیمت سهام را بدنبال دارد. چنین عکس العملی در دهه نود باعث بحران و سقوط بازارهای مالی آسیای جنوب شرقی شد. در حال حاضر تمرکز خرانه داری بر حفظ اعتماد به بازار و جلوگیری از چنین عکس العملیست. گاهی سرعت عمل چیز خوبی است.
با اینحال این بحران هنوز تمام نشده است. اگر به فراگیری باور داریم قلم و کاغذ بدست باید این حوادث را دنبال کنیم.
دستهها: Uncategorized
بر چسب ها: وال استریت
بحران مالی آمریکا ادامه دارد. امروز بازار وال استریت چهار درصد سقوط کرد. بازارهای آسیا سه درصد سقوط کرده اند. اثرات این بحران با ایجاد امواج بیکاری بیشتر احساس خواهد شد. بسیاری استدلال می کنند که این بحران در نتیجه بحران در بازارهای وام مسکن ایجاد شده است. بیش از یک اقتصاددان این بحران را نتیجه آز مدیران شرکتها دانسته اند. به نظر می رسد بر اثر این بحرانها جریان اطلاع رسانی و ریسک پذیری در بازارهای مالی متحول خواهند شد.
دستهها: Uncategorized
یادداشتم بعنوان سرمقاله روز چهارشنبه روزنامه دنیای اقتصاد:
در دفاع از طرح بومي گزینی گفتهاند: «بومی گزینی یک بحث احساسی نیست، …
… زیرا کشور به متخصص نیاز دارد و هدف ما این است که یک پزشک در استان خود تحصیل کند تا بتواند در استان خود خدمترسانی کند.» نگارنده بر این باور است که اتفاقا بحث بومی گزینی یک بحث احساسی و فاقد کاربرد عملی است و با در نظر نگرفتن انگیزه شغلی افراد باعث محروم شدن کشور و استانها از خدمات متخصصان و کارشناسان میشود و با محدود کردن جابهجایی افراد در بازار کار باعث کاهش کارآیی نیروی کار و انگیزه رقابت ميگردد… ادامه
دستهها: بازار کار · سیاستهای اقتصادی
سیاستهایی مانند بومی گزینی دانشگاهها باعث تشدید مهاجرت از استانهای محروم به کلانشهرها و افزایش جمعیت حاشیه ای خواهند شد. اگر یک خانواده ساکن یک استان محروم بر این باور بود که با فراهم کردن آموزش مناسب درمقطع متوسطه در شهر محل سکونتشان برای فرزندشان؛ او امکان ادامه تحصیل در دانشگاههای برتر کشور و پیشرفت کاری و زندگی بهتر را خواهد داشت. اکنون همین خانواده می داند که برای آنکه فرزندشان بتواند به دانشگاه بهتری در کشور برود باید به شهرهای بزرگی مانند تهران مهاجرت کند. بدین ترتیب ساکنین مناطق محروم انگیزه بیشتری برای مهاجرت به مناطق توسعه یافته کشور دارند. آیا طراحان چنین طرحی به عواقب آن اندیشیده اند؟
دستهها: Uncategorized
بر چسب ها: مهاجرت, مهاجرت، بومی گزینی, بومی گزینی
بنا به گزارش سایت تابناک مدیران اداره کل راه و ترابری استان کرمان ورود زنان را به ساختمان این اداره ممنوع اعلام کرده اند. نگارنده نمی خواهد له و یا علیه چنین اقدامی نظر دهد چرا که حکم چنین اقدامی بر همه معلوم است. برای او آنچه که جالب است نظرات خوانندگان این مطلب در این وبسایت بوده است.
در حالیکه برخی علیه این مطلب قلم زده اند، بعضی از آن دفاع کرده اند. بنیان استدلال این گروه دلایلی از این قبیل است:
“- عزیزانم اگر در این کشور از روی منطق تصمیم گیری میشد ابتدا تمام کارها را با اولویت به مردها واگذار میکردند بعد اگر کار زیاد می امد به زنها می سپردند یا فقط بعضی شغل ها مانند معلمی پزشکی پرستاری را به خانمها واگذار می کردند معنی ندارد در کشوری که بیکاری بیداد می کند و جوان از سر بیکاری به دزدی و اعتیاد روی می اورد زن سر کار برود بعد مرد خانه نشین باشد اگر این منطق اشتباهی است پس بگذارید مردان معتاد و سر خورده از زندگی شوند زنان هم کار کنند و مردان بخورند بعد از صباحی چون زن این را نمی تواند تحمل کند انان نیز از زندگی سرخورده می شوند حلا ته ماجرا ببین چه میشود”
” البته الان در بسیاری ادارات (خودم کارمند هستم) خصوصی و دولتی در تهران عده ایی از زنان زیبارو از ضعف تعدادی از کارمندان مرد که متاسفانه واقعیتی است که باید قبول کرد! سوء استفاده می کنند و کار خود را اغلب بدون نوبت و به راحتی انجام می دهند!مدیران بیشتر شرکت ها نیز این مطلب را درک کردند و یکی از دلایل استخدام منشی با ظاهری اراسته همین راحتی انجام کار بوسیله این زنان در ادارات است!پس نباید اقدام این اداره را در کرمان به این صورت محکوم کرد!”
برخی بر این باورند که مردان را در کلیه امور اولویت و رجحانیست بر زنان که اگر مرد بیکاری هست زنان باید از کار برکنار شوند تا ایشان به کار مشغول شوند. چنین طرز تفکری تازگی ندارد و حتی تا چند دهه پیش در کشورهای توسعه یافته وجود داشته است. در نادرستی آن همین بس که در یک بازار کار، نیروی کار بر اساس قدرت تولید و بهره وری مورد سنجش قرار می گیرد و برخوردی چنین جنسیتی با نیروی کار خطا و بر علیه روح رقابت در بازار است.
یک مرد و یک زن را در نظر بگیرید که در یک رده شغلی مشغول به کار هستند. بر اساس چنین طرز تفکری مرد می داند که بواسطه جنسیتش و نه بهره وریش دارای امنیت شغلی بیشتری از رقیب زن می باشد. در نتیجه برای هر وظیفه محوله او می تواند حتی کمی از همکار زن خود کمتر کارایی داشته باشد. از آن سو زن می داند که بواسطه جنسیتش امنیت شغلی او کمتر از همکارش است و در صورت بروز مشکل او اولین نفریست که شغل خود را از دست خواهد داد. در نتیجه او در انجام وظایف محوله می داند که باید از همکار مرد خود بهتر و سریعتر باشد. در نتیجه زنان کاربرترند چون بیشتر در معرض خطر بیکاری قرار دارند. حال اگر کارفرمایی به این واقعیت پی ببرد می تواند از آن برای کارایی بیشتر بنگاهش استفاده کند.
اما گروه دیگر بر این باورند که زنان در ادارات با استفاده از جذابیت خود کار پیش می برند و بهمین دلیل موفقند. در نتیجه شرکتهای خصوصی و مشاور به این دلیل از زنان بعنوان نماینده بهره می گیرند که ایشان می توانند بواسطه جذابیت خود کاری از پیش برند. این استدلال در بدترین حالت سخیف و بداندیشانه و در بهترین حالت درباره اقلیت بسیاری کوچکی صادق است. سوی دیگر این استدلال دستکم گرفتن تواناییهای آن گروهی از زنان کارآمد و توانایست که به زور همت خود کاری از پیش می برند.
اقدامات این چنینی شاید برای صاحبان این دو طرز تفکر قابل قبول باشد اما برای اقتصاد کشور مضر و فاجعه بار است. زنان نیمی از نیروی کار جامعه هستند و زنان ایرانی امروز بیش از نیمی از جمعیت دانشگاهی کشور را تشکیل می دهند. محروم کردن اقتصاد کشور از نیروی ایشان به هدر دادن سرمایه هایست که صرف تعلیم و تربیت ایشان شده است. برای توسعه پایدار و همه جانبه کشور به مشارکت همه مردان و زنان ایرانی نیاز است.
دستهها: بازار کار
بر چسب ها: ا, بازار کار, زنان