کار اولین قیمتیست که بعنوان پول حقیقی برای خرید کالا استفاده شده است… آدام اسمیت
محتوای جولای 2008
چند یادداشت خواندنی
جولای 29, 2008 · 2 دیدگاه
علی فرحبخش در روزنامه سرمایه درباره ناوبری اقتصادی نوشته است:
http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?9912
پویان مصاحبه خوب و جامعی درباره بحران وامهای مسکن در آمریکا کرده است و اینکه چطور این بخش اقتصاد باعث بحران اقتصادی شده است:
http://sarmayeh.net/ShowNews.php?8904
دستهها: Uncategorized
رفتاری متناقض
جولای 29, 2008 · نوشتن دیدگاه
گروههای سیاسی از هر منظر فکری تابع هزینه و فایده رفتارهای خود هستند . این امر بویژه در امور اقتصادی متجلیست. جایی که منافع و انگیزه ها، شعارها و واقعیتها، منابع موجود و افکار بلند پرواز در برابر یکدیگر قرار می گیرند. در اعمال سیاستهای اقتصادی این گروهها نه تنها نتیجه را مد نظر دارند بلکه گوشه چشمی هم به هزینه ای که محبوبیتشان در میان افکار عمومی باید بپردازد دارند. از این منظر است که ما می توانیم درک کنیم چرا دولتهای مختلف رفتار مشابهی در این امور دارند.
بعنوان نمونه روند خصوصی سازی را در نظر بگیرید. هرگز در تاریخ معاصر چنین همگرایی نظرات و باورها در لزوم آن وجود نداشته است. تفسیر اصل چهل و چهار قانون اساسی و تدوین چهار برنامه توسعه همه و همه نرم افزار لازم برای تحقق آنرا فراهم آورده اند. اما اراده سیاسی برای تحقق آن ، اجرای دقیق و حفظ روح آن چیزهایی است که برنامه ها و تفسیر ها ایجاد نمی کنند.
اگر یک وضعیت فرضی را در نظر بگیریم و این یک وضعیت فرضیست. بنگاههای اقتصادی دولتی بخشی از دستگاه دولت و منبع قدرت آن هستند. و دولتمردان مشتاق از دست دادن منابع قدرت خود، که بنظرشان ابزار تحقق اهداف و برنامه هایش می باشند، نیستند. برخی دولتها بطور سنتی گروهی از بازاریان و بنیادهای اقتصادی را جز منتقدان خود دیده اند. این دولتها از این هراس داشته اند که خصوصی سازی باعث انتقال بنگاههای دولتی به این گروه شود وایشان قدرت عمل دولت را در پیگیری برنامه های اقتصادی خود محدود کنند.
برخی دولتهای دیگر گرچه از حمایت این گروهها برخوردار هستند ، اما نمی توانند به بخش خصوصی اعتماد نمایند. از سوی دیگر این دولتها هم به همه منابع ممکن برای تحقق برنامه های خود احتیاج دارند. و به نیت رفاه جامعه و برقراری عدالت از اجرای خصوصی سازی طفره می روند. و برای اجرای آن شرکتهای تعاونی و یا مجموعه های سرمایه گذاری را پیشنهاد می کنند که تحت کنترل یک فرد حقیقی نمی باشند و توسط اشخاص حقوقی اداره می شوند. در این شیوه دولت عملا یک لایه به دیوانسالاری می افزاید و کنترل غیر مستقیم دولتی را جایگزین کنترل مستقیم می کند.
در نتیجه خصوصی سازی هنوز یک برنامه و تحقق آن همچنان یک هدف است!
مثال دیگر رایانه بنزین است. منابع توسعه هر روز صرف واردات کالای پر بهایی می شود که در موتورهای ناکارآمد و با استاندارد پایین سوخته می شود و در عوض توسعه زیرساختهای حمل و نقل و گسترش شبکه حمل و نقل عمومی با سرعت لازم دنبال نمی شود. بنا به گفته صاحبنظران در دولت قبلی برخی با هراس از دست دادن رای توده ها با واقعی کردن قیمت مخالفت کردند تا مساله به دولت فعلی به میراث برسد. در دولت کنونی هزینه هنگفتی صرف صدور و توزیع کارت بنزین، ارائه تجهیزات ضروری و سهمیه بندی آن شد. در این هنگامه مسائلی که محتاج توجه دولت و دولتمردان است بحث تغییر سهمیه، عرضه مازاد به صورت آزاد و غیره وقت و انرژیی که باید صرف توسعه کشور می شده است را به خود اختصاص داده است.
برای یک ناظر بیطرف مشاهده چنین هماهنگی بین گروههای مختلف سیاسی و دولتهایی با اهداف متفاوتی خالی از لطف نیست. در پایان روز برای پیشبرد برنامه هایی که احتمال ناخشنود ساختن مردم را دارند ، اراده سیاسی لازم است.
دستهها: توسعه · خصوصی سازی · دولت
بحران قیمت و رقابت در هوانوردی
جولای 27, 2008 · نوشتن دیدگاه
این روزها هوانوردی بازرگانی درگیربحران دیگریست. افزایش بهای نفت باعث شده است تا هزینه فعالیت شرکتهای هواپیمایی افزایش یابد و بسیاری از آنها که پس از چند سال زیاندهی در حال تجربه اولین سالهای سودآوری بودند زیانده گردند. شرکتهای دلتا و نورث وست در حال ادغام هستند شرکت یونایتد در حال تعدیل نیروست و بسیاری شرکتهای دیگر برای اعلام ورشکستگی آماده می شوند.
افزایش قیمت سوخت و به تبع آن هزینه عملیات پروازی باعث گشته است تا بسیاری از خطوط هواپیمایی در برنامه های خود برای گسترش ناوگانهای خود تجدید نظر کنند. شرکتهای سازنده هواپیما مانند بوئینگ آماده شنیدن خبر بد لغو سفارشها هستند و برخی پیشبینی می کنند که تا بیست درصد سفارشات ساخت هواپیما لغو شوند.
واقعیتهای صنعت هوانوردی در جهان در حال تغییر است. در بسیاری از کشورها هوانوردی از یک صنعت ملی و تحت نظارت شدید دولتی به یک بازار خصوصی تبدیل شده است. لغو محدودیتها برای صدور اجازه برقرار کردن پروازها و حذف سیستم منطقه ای باعث افزایش رقابت و به تبع آن کاهش قیمتها شده است. شرکت ایرلندی رایان ایر با عرضه پروازهای ارزان قیمت خود را در ردیف اول خطوط پرواز قرار داده است. و البته وقتی از مدیر آن پرسیده می شود که چرا در پروازهای او قهوه به مسافران داده نمی شود او جواب می دهد: ” من برای هر پرواز فقط چهل یورو می گیرم، اگر قهوه می خواهید بلیط صد و بیست یورویی بخرید!”
افزایش قیمت سوخت آغاز دوره جدیدی در صنعت هوانوردی را نوید می دهد که در آن شرکتها باید خدمات جانبی را که عرضه می کنند برگزینند. بهینه سازی هزینه ها، مدیریت عملیات و تربیت نیروی کار چند جانبه از راه حلهای احتمالی چنین وضعیتی است. شید بزودی رایان ایر تنها پروازی نباشد که در ان از قهوه خبری نیست.
کاریکاتور برگرفته از مجله اکونومیست است.
دستهها: اقتصاد خرد · خصوصی
سخن روز
جولای 25, 2008 · نوشتن دیدگاه
هیچکس پول کس دیگری را با آن دقتی که پول خودش را خرج می کند خرج نمی کند. هیچکس منابع کس دیگری را با آن دقتی که منابع خود را تخصیص می دهد ، تقسیم نمی کند. اگر شما خواهان کارایی و کاربری هستید، باید از مالکیت خصوصی استفاده کنید. – میلتون فریدمن
دستهها: سخن هفته
مصاحبه دکتر نیلی
جولای 24, 2008 · نوشتن دیدگاه
مصاحبه دکتر نیلی در دنیای اقتصاد خواندنیست.
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=113603
بحث انگیزه ها چون با بحث نیت اشتباه گرفته می شود در تحلیل حوادث سیاسی و اقتصادی کشور تا بحال نقشی نداشته است. در جایی که ایشان از تعامل ایران خودرو و دولت مثال می آورند. بحث این نیست که این کار بد است یا خوب. شاید مدیریت وقت ایران خودرو بخاطر حفظ مشاغل کارکنانش احساس می کرده است که کار خداپسندانه ای کرده است و جلوی واردات خودرو را با خرید ارز از دولت گرفته است. واقعیت اینجاست که برای هر عملی می توان توجیهات مختلفی آورد ولی ما نباید خود را درباره تبعات واقعی آنها و انگیزه های احتمالی گول بزنیم. این که افراد انگیزه های مختلفی دارند که باعث تعادلی زیانبار برای اقتصاد می شود بحث ارزش و ضد ارزش نیست. بلکه در نظر گرفتن واقعیت اجتماعی پیرامون ماست.
دستهها: Uncategorized
شباهتهای فوتبال و اقتصاد در ایران
جولای 16, 2008 · 2 دیدگاه
مشوق نوشتن این یادداشت حوادث چند سال اخیر ورزش فوتبال و تاریخ اقتصاد ایران زمین است.
یک. در هر دو “در حال توسعه” هستیم و باور داریم که اگر بخواهیم می توانیم برنده جام جهانی بشویم.
دو. در هر دو افراد حق ندارند انگیزه ای جز خدمت و کسب افتخار داشته باشند؛ کسب ثروت، داشتن قرارداد رقم بالا، جاه طلبی حرفه ای، تقاضای دستمزد بالاتر پس از موفقیت “ناپسند” و “ضد ارزش” است.
سه.هر دو زیرساخت ندارند.
چهار. همه درباره هر دو صاحبنظرند!
پنج. وقتی اوضاع خوب است بازیکنان هر دو از مربیان و برنامه ریزان و مدیران مهمترند….وقتی اوضاع بد است خدا به کادر فنی رحم کند.
شش. در هر دو یا خوشبینیم یا بدبین و البته واقعبینی کار سختیست.
هفت.هواداران و کسانیکه سیر حوادث اقتصادی و فوتبال را دنبال می کنند، می دانند که چه چیزهایی کم است، ولی همه ترجیح می دهند دیگری کاری کند.
هشت. در هر دو دولت حضور دارد.
نه. دولت خیلی می خواهد در هر دو کار موفق باشد ولی…..
ده. در هردو فکر می کنیم بقیه تیمها ی جهان بدون زمین مناسب، بدون تمرین، بدون کادر فنی، بدون مربی، بدون آموزش، بدون وجود نسلها تجربه و فراگیری بهتر از تیم ما بازی می کنند، در نتیجه از خودمان نومید می شویم ولی از تیم و مربی آن توقع داریم بهتر از همه تیمهای دنیا بازی کنند!
یازده. در هیچکدام حرفه ای نیستیم، علمی بودن هم مال بچه سوسولهاست. متخصصان و کارشناسان بین المللی هم نه فوتبال ما را می فهمند و نه اقتصادمان را و نظراتشان بدرد ما نمی خورد. علوم را دوباره اختراع می کنیم.
دوازده. چون نفت داریم در هیچکدام بدنبال درآمدسازی نیستیم. البته می دانیم که امکانات نداشته ایم، امکانات نداریم و امکانات نخواهیم داشت!
سیزده. باختن ما هم معمولا یا بخاطر بیعدالتی داور است یا توطئه کشورها علیه ما.
دستهها: Uncategorized
منع هنرمندان و ورزشکاران از تبلیغ
جولای 11, 2008 · نوشتن دیدگاه
“ مديرکل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام کرد چاپ و پخش تصاوير هنرمندان، ورزشکاران و شخصيت هاي فرهنگي به منظور تبليغ و معرفي کالا و خدمات ممنوع است. عليرضا کريمي به جايگاه ويژه و ارزش و اعتبار ورزشکاران و هنرمندان اشاره دارد و بر اين باور است که الگوهاي فرهنگي و ورزشي کشور از افتخارات ايران اسلامي هستند و بايد مروج روحيه جوانمردي باشند و نه مشوق فرهنگي و مصرف گرايي.”
بعد از سروصدای برخی دوستان ورزشی نویس و کسانیکه کسب درآمد را بد می دانند، اکنون شاهد منع هنرمندان و ورزشکاران از صنعت تبلیغات هستیم. “مروج روحیه جوانمردی” به یاد مرحوم نامجو و آخرین روزهای زندگیش می افتم؛ فقیر، بیمار و رنجور نیازمند مراقبت و توجه مقامات! آیا جامعه ما هنرمندان و ورزشکاران را محکوم به فقر می خواهد تا در روزگار کهنسالی و بیماریشان صدقه گیر مراحم صاحب منصبان باشند؟
واقعیت اینجاست که در امر تبلیغات و ارسال پیامهای بازرگانی استفاده از چهره های آشنا و خوشنام جهانیست و همه بنگاهها در گیر در این صنعت از چهره های شناخته شده بهره می گیرند. پیام می تواند درباره مبارز با ایدز و فقر باشد و یا درباره لوازم آرایشی، می تواند از یک بازیگر نقش مثبت بهره گیرد و یا می تواند از یک شخصیت منفی استفاده کند. بسیاری از هنرمندان و ورزشکاران از طریق این برنامه ها درآمد کافی بدست می آورند تا بتوانند با فراغ خاطر و اطمینان از رفاه آینده خود به کار هنری و یا تمرینات ورزشی بپردازند. برای همه جهانیان این امر جاافتاده ایست. نیازی بذکر نیست که دولتها هم سهم هنگفتی از این درآمدها را به عنوان مالیات دریافت می کنند. محروم کردن هنرمندان و ورزشکاران ایرانی از مشارکت در این صنعت در واقع محروم کردن صنعت بومی و بازرگانی ایرانی از سمبلها و شخصیتهای میهنیست. که یادآور ارزشهای فرهنگی جامعه ما هستند.
نکته دیگر درباره این بخشنامه این است که یک مدیر دولتی یک سازمان دولتی خود را مجاز می داند که درباره نحوه اشتغال یک صنف تصمیم بگیرد. این بخشنامه خطاب به کارمندان او نیست بلکه خطاب به کسانیست که وزارتخانه متبوع او مسئولیت نظارت بر محصولاتشان و اجرای مقررات و قوانین مصوب را در صنعت ایشان بر عهده دارد. اگر چنین فعالیتی خلاف مصالح جامعه است آیا قانونگذاری در اینباره وظیفه مجلس و قوه مقننه نیست؟
حالا چگونه چنین بخشنامه ای اجرا خواهد شد؟ آیا هنرمندی که در یک آگهی تلویزیونی بازی می کند از بازی در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی محروم است؟ آیا حتی هنرمندان گمنام و کم درآمد از شرکت در فعالیتهای تبلیغاتی محروم خواهند بود؟ بنظر می رسد این بخشنامه تنها دستوری در پاسخ به برخی حساسیتهاست و مانند بسیاری بخشنامه های دیگر پاسخی موقت به یک پرسش دیرینه. و اجرای آن از موردی به مورد دیگر خواهد بود و تنها باعث آشفتگی بیشتر بازار کاری یک صنف و وضعیت اشتغال در یک صنعت می شود.
هیچکس شک ندارد فرهنگ بومی و ایرانی ما مورد تهاجم است، هیچکس شک ندارد که کشورها بدنبال تسلط فرهنگی بر یکدیگر هستند. و امروز از نظر فرهنگی و اقتصادی ایران ما در موقعیت کم نظیریست. از یکسو بازارهای کشورهای همسایه قابل دسترسیست و از سوی دیگر زبان فارسی زبان رسمی رسانه های برخی کشورهای همسایه است. حال در میان این مبارزه محصولات ایرانی و صنعت بازاریابی کشور از سمبلهایی شناخته شده ایرانی و شخصیتهای بین المللی ایرانی محروم می شوند تا شرایط برای رقبای تولیدکنندگان ایرانی آسانتر شود و محصولات ایرانی از آغاز حضورشان دربازار مشکل ارائه و معرفی را داشته باشند! رقابت در بازارهای همسایه جدیست. صنعت بازاریابی ایران راه دشواری در پیش دارد و شاید قلم کردن پای آن چندان بصلاح نباشد.
…برای دوستانی که کسب درآمد را برای رضازاده ها و جمشید مشایخی ها را بد می دانند: شما خودتان به چند پروژه سودآور نه گفته اید؟
دستهها: بازاریابی · تبلیغ · تجارت و سیاست · هنرمندان
ٍسخن روز
جولای 10, 2008 · نوشتن دیدگاه
میلتون فریدمن: « اگر دولت فدرال (آمریکا) مدیر صحرای آفریقا بشود؛ ظرف ۵ سال کمبود شن خواهیم داشت.»
دستهها: سخن هفته

