تورم نوعی اخذ مالیات است که برای آن نیازی به وضع قانون نیست.– میلتون فریدمن
بسیاری می خواهند که دولت از مصرف کننده حمایت کند. مساله مهمتر این است که چگونه از مصرف کننده در برابر دولت حمایت کنیم. .– میلتون فریدمن
تورم نوعی اخذ مالیات است که برای آن نیازی به وضع قانون نیست.– میلتون فریدمن
بسیاری می خواهند که دولت از مصرف کننده حمایت کند. مساله مهمتر این است که چگونه از مصرف کننده در برابر دولت حمایت کنیم. .– میلتون فریدمن
دستهها: Uncategorized
روزنامه دنیای اقتصاد یادداشتی درباره سیاستهای پولی و انتقاد از سیاستهای انقباضی به چاپ رسانده است ( نظر) که نشاندهنده وضعیت رقت بار بحث علمی و تخصصی درباره اقتصاد و سیاستهای اقتصادی در کشور ماست. نگارنده محترم درباره چندین موضوع به بحث پرداخته اند.
اول آنکه فرموده اند اقتصاد نئو کنزین مدرنترین و پرطرفدارترین و موثرترین مکتب اقتصادی جهان امروز است…. از کجا به این نتیجه رسیده اند خدا داند. نئو کنزین نه موثرترین مکتب تفکراقتصاد یست و نه مدرنترین. و حتی اگر هم باشد دلیل کارایی سیاستهای برخواسته از این مکتب فکری در همه جا نیست. آیا مدرن بودن یک نظریه دلیل درستی آن است؟ بر خلاف رشته های مهندسی مدرن بودن نظریه در علم اقتصاد به معنای “آخرین سیستم ” بودن نیست. در خیلی از موارد به این مفهوم است، که مکتب فکری مورد نظر هنوز در معرض آزمون وقایع قرار نگرفته است.
دوم نوشته اند “که از خزانه که منبع اصلی سرمایه است به عنوان محرک اقتصاد استفاده شود. اگر نه، بستن درهای خزانه کاری ساده است. شاید این کار تورم را هم موقتا کاهش دهد، ولی رشد اقتصادی را هم از بین ميبرد، باعث بیکار شدن افراد جامعه ميشود و در نهایت با کم شدن حجم تولید، تورم هم مجددا بالا خواهد رفت” آیا خزانه منبع سرمایه است؟ آیا سرمایه گذاری به مفهوم تزریق دارایی خزانه به جامعه است؟ خزانه یک کشور منبع سرمایه و سرمایه گذاری نیست. در این چند سطر ایشان رشد اقتصادی و نرخ بیکاری را مرتبط دانسته اند، تولید و تورم را دارای رابطه منفی می دانند و در یک کلام مساله اقتصاد ایران را حل می کنند.
سوم نوشته اند: “اگر بستن درهای خزانه راه حل بود کشورهای غربی هم این کار را ميکردند، ولی در عمل ميبینیم که این کشورها دقیقا به عکس عمل ميکنند. در زمانی که نرخ تورم تا حدود دو برابر حد مطلوب در این کشورها بالا رفته نه تنها بهره را بالا نميبرند، بلکه کاهش هم ميدهند و بنابراین میزان اعطای وامهای بلند مدت را افزایش ميدهند. دلیل این کار استفاده از نیروی محرکه سرمایه است.” این فرض که نرخ بهره در ایران، که فاقد بازار مالیست و بانکداری خصوصی در آن محدود است، کارکردی مشابه اقتصادهای آزاد و مجهز به بازارهای مالی و سرمایه دارد؛ خطا، اشتباه، ساده انگاری و سطحیست. برای اطلاع ایشان در ایالات متحده فدرال رزرو یا بانک مرکزی فقط به بانکها وام می دهد و هیچیک از این بانکها دولتی نبوده و نیستند. کشورهای صنعتی به دلیل استفاده از نظام بازار و توزیع اطلاعات می توانند امیدوار باشند که بانکها این وامها را به مولدترین طرحها اختصاص دهند. در هیچیک از این موارد خزانه کشور صرف سرمایه گذاری نمی شود. به نظر می رسد نگارنده محترم به پایه پولی و حجم نقدینگی و تقاضای نقدینگی درجامعه باور ندارند.
تاسفبار اینست که روزنامه اقتصادی کشور چنین یادداشتهایی را به چاپ می رساند. اقتصاد جاده نیست که چون فلان نوع ماشین آخرین سیستم است به دردش بخورد. اقتصاد یک کشور مجموعه پیچیده ای از روابط، کنشها و واکنشهاست که کاوش درباره هریک از آنها به سالها پژوهش احتیاج دارد.
روزبه حسینی بهترین بحث ممکن را مطرح کرده است: http://roozbehmn.wordpress.com/2008/04/08/10/
دستهها: سیاستهای اقتصادی
خطوط هوایپمایی عراق ناوگان هوایی خود را احیا می کند. بنا به گزارش سیاتل تایمز دولت عراق و شرکت بوئینگ قراردادی برای خرید سی فروند هواپیمای بوئینگ 737 و ده فروند هواپیمای بوئینگ 787 به ارزش پنج میلیارد و پانصد میلیون دلار امضاء کرده اند. همچنین شرکت خطوط هوایی عراق ده فروند هواپیمای بمباردیر محصول کشور کانادا را، به ارزش چهار صد میلیون دلار،خواهد خرید.
رشد و توسعه هواپیمایی امارات در سالهای گذشته، رونق صنعت توریسم در منطقه و جذابیتهای مذهبی عراق در جذب زائرین می توانند انگیزه های سیاستمداران عراقی برای سرمایه گذاری در هواپیمایی بازرگانی این کشور باشند. خطوط هوایی عراق در حال حاضر از مبدا بغداد به امان، بیروت، قاهره و دمشق پرواز می کند. در صورت تحقق این برنامه توسعه خطوط هوایی عراق رقیبی جدی برای سایر خطوط هوایی منطقه خواهند بود.
دستهها: هواپیمایی بازرگانی
اعلام خطر ورشکستگی باشگاه فوتبال شیرین فراز کرمانشاه بار دیگر توجه را به حضور بخش خصوصی در ورزش کسود و فوتبال خصوصی جلب کرده است. بسیاری می دانند برخلاف لیگهای عمده فوتبال جهان منبع درآمد اصلی لیگ فوتبال ایران نه از طریق بخش مسابقات تلویزیونی بلکه از طریق تبلیغات کالا و فروش بلیط است. به این ترتیب باشگاه نسبتا کوچکی مانند شیرین فراز کرمانشاه که نه دسترسی به ورزشگاه عمده ای دارد و نه در مرکزی صنعتی- تجاری واقع است محکوم به ورشکستگیست.
در این ماجرا تناقض باورهای بسیاری از سیاستمداران و دست اندرکاران ورزش، درباره بخش خصوصی و حضور آن در عرصه ها گوناگون بویژه فوتبال آشکار می گردد. بسیاری بر این باورند که بخش خصوصی دارای خزانه ایست و یا مانند دولت محترم پشتگرم به منابع نفتی که می تواند آنرا در عرصه فوتبال خرج نماید. حال آنکه بخش خصوصی زنده به فعالیت سودآور اقتصادیست و نه خرج منابع. اجازه فعالیت به شیرین فراز کرمانشاه و استقلال اهواز به عنوان باشگاههای خصوصی در واقع رخصت خرج کردن بوده است و نه مجوز فعالیت اقتصادی.
سوال این نیست که چرا زمین تمرین در اختیار شیرین فراز کرمانشاه قرار نگرفته است و یا چرا مسئولان استان و شهر کرمانشاه کاری نتوانسته اند برای کمک به این تیم انجام دهند. سوال این است که چرا حقوق مادی و معنوی بازی فوتبال به باشگاههای فوتبال تعلق ندارد؟ و درآمدی از طریق پخش تلویزیونی بازیهایشان نصیبشان نمی شود؟ در تاریخ لیگهای کشورهای بسیاری مدیران با استفاده از ابزار رسانه ها موفق به کسب درآمد و در برخی موارد نجات لیگ و فدراسیون مربوطه شده اند.
به عنوان نمونه آلوین روزل کمیسیونر لیگ فوتبال آمریکا در دهه شصت میلادی به نمایندگی از همه تیمهای لیگ حق پخش بازیهای فوتبال را به حراج گذاشت و شبکه سی بی اس برنده این مناقصه شد. این حادثه نقطه عطفی در دنیای فوتبال آمریکایی بود که باعث افزایش محبوبیت همگانی و افزایش نجومی درآمد تیمهای حاضر در آن شد.
پرسش اول این است که چرا صداو سیما بازیهای فوتبال را پخش می کند: برای حمایت از ورزش؟ برای پر کردن اوقات فراغت بینندگان؟ برای ادای وظیفه؟ یا برای آنکه برای تماشای بازی فوتبال در جامعه تقاضا هست؟ همچنین باید پرسید مردم چرا بازیهای فوتبال را نگاه می کنند: چون کار دیگری در اوقات فراغت خود نمی توانند کنند؟ چون می خواهند بازی فوتبال را یاد بگیرند؟ یا چون به بازی فوتبال علاقه دارند و از تماشای آن لذت می برند و ترجیح می دهند به جای تماشای شبکه چهار، یا ماهواره، یا فیلم ویدیویی و یا همنشینی با اعضاء خانواده بازی تیم مورد علاقه خود را تماشا کنند؟
واقعیت اینجاست که بسیاری بازیهای فوتبال را تماشا می کنند چون از تماشای آن سرگرم می شوند و لذت می برند و مطلوبیت خود را حداکثر می کنند. در نتیجه بین تعداد بینندگان بازی استقلال و پرسپولیس و یک سریال تلویزیونی تفاوت عمده ایست. و صدا و سیما از برای این تقاضاست که بازیها را پخش می کند. از آنجا که این محصولیست که بدون تیمهای فوتبال عرضه آن ممکن نیست، لاجرم باشگاههای فوتبال را از آن سهمی شایسته و بایسته است.
نیازی به یادآوری نیست که با توجه به علاقه همگانی به ورزش فوتبال چنین گامی راهگشای ایجاد زیرساختی قوی و تسهیلات ورزشی مدرنی خواهد بود که آینده فوتبال ایران را در عرصه بین المللی تضمین خواهد کرد.
پویان هم در اینباره نوشته است.
دستهها: اقتصاد ورزش · خصوصی