اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

محتوای ژانویه 2008

جایزه افشین جعفری مژدهی

ژانویه 26, 2008 · نوشتن دیدگاه

افشین جعفری مژدهی یکی از فارغ التحصیلان موسسه وجوانترین پژوهشگران اقتصاد ایران بود که در 1382 درگذشت.  به یاد خاطره او و به امید ادامه راه او گروهی از دوستان و دانشجویان و فارغ اتحصیلان جایزه افشین جعفری مژدهی را برای بهترین مقاله در اقتصاد در نظر گرفته اند.  امسال مبلغ جایزه سه میلیون ریال است که به بهترین مقاله ای که به زبان فارسی و یا انگلیسی درباره یکی از شاخه های اقتصاد نوشته شده باشد تعلق می گیرد. جایزه جداگانه ای، به مبلغ 150 دلار، هم برای بهترین مقاله در زمینه اقتصاد محیط زیست در نظر گرفته شده است.

 برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید: http://afshinprize.org/index.htm

لطفا اطلاعات مورد نظر با کلیه دوستان علاقمند در میان بگذارید. 

دسته‌ها: Uncategorized

پیشفرضها، نظریات و مدلهای اقتصادی

ژانویه 3, 2008 · ۱ دیدگاه

پیتر فیلیپس، استاد دانشگاه ییل، در یک سخنرانی در سال گذشته نقل قولی از پیکاسو را بازگو کرد: ” هنر دروغی است که به ما کمک می کند تا واقعیت را درک کنیم.”  در علم اقتصاد فیلیپس خطاب به حضار گفت: ” مدلهای اقتصادی دروغهایی هستند که حقیقت نهفته در اطلاعات و آمار را آشکار می کنند.”  در کنار گرم شدن مباحث اقتصادی در جامعه امروز ما، همانند سایر کشورهای در حال توسعه، بسیاری  صحت و دقت مدلهای اقتصادی و توصیه های اقتصادی مبتنی بر تحلیل ناشی از کاربرد آنها را زیر سوال می برند.  

این عده به شنوندگان و خوانندگان خود یادآوری می کنند که اقتصاد ایران متفاوت از اقتصاد سایر کشورهاست و طرفداران نظریات جریان اصلی اقتصاد می کوشند تا قالبی را برای مطالعه این اقتصاد به کار برند که برای اقتصاد های دیگر ساخته شده است. از این دیدگاه سوال محمد طاهری از پروفسور شلینگ، برنده جایزه نوبل اقتصاد که اخیرا در دانشگاه شریف سخنرانی نمود،  سوالی منطقی و بایسته است. و جواب پروفسور شلینگ به این سوال به همان بایستگی آموزنده.

 مدلهای اقتصادی همانند هر مدل دیگری بر پیشفرضهایی استوار هستند. این پیشفرضها ابعادی از واقعیت موجود را در نظر می گیرند که به نظر یک اقتصاددان مهمتر از سایر ابعاد آن هستند. و با پررنگ کردن نقش این ابعاد به ارائه نظریه و گردآوری اطلاعات در جهت آزمایش صحت آن نظریه می پردازند. روش علمی در همه جا روش علمی است  و قوانین اقتصادی تغییر ناپذیر. 

 در همه جا یک بنگاه اقتصادی به حداکثر سازی سود خود می پردازد و علیرغم تفاوتهای فرهنگی و تعاریف متفاوت از مفهوم رضایت افراد به حداکثرسازی مطلوبیت خود می پردازند. بر خلاف تصور بسیاری بحث و اختلاف نظر بین اقتصاددانان بر سر این تعاریف نیست، بلکه بر سر نقش اطلاعات، اولویتها و هزینه هاست. جوزف استیگلیتز در کتاب خود: “[1]معایب جهانی شدن” هرگز اصول اصلی اقتصاد را زیر سوال نمی برد. بلکه از خواننده خود می پرسد که آیا همه به اطلاعات یکسانی دسترسی دارند؟ آیا   بیشینه کردن سود باعث نمی شود تا برخی مخالف سیاستهای جهانی شدن یا آزادی جابجایی نیروی کار در جهان باشند؟ برخی با تکیه بر تحلیل و نتایجی که استیگلیتز ارائه می دهد اصولی را زیر سوال می برند که او خود  برای استنتاج این نظرات به کار برده است. 

 به عنوان مثال مدلی که با فرض آزادی ورود و خروج بنگاههای اقتصادی در بازارهای یک کشور در حال توسعه ساخته می شود و هزینه آغاز عملیات اقتصادی، یا سختی مقررات اعطای مجوز در این کشور  را در نظر نمی گیرد ، نمی تواند تحلیل درستی ارائه نماید. با استفاده از آمارها و مشاهده رویدادهای بازار می توان این امر را نشان داد واین دلیل نادرستی نظریات اقتصادی نیست.

 از سوی دیگر پیشفرضها هم تعریف یکسانی دارند. یک خانوار چینی شاید فرهنگ متفاوتی از یک خانوار هندی داشته باشد ولی هر دو خانوار مطلوبیت خود را حداکثر می کنند و برای تحقق این امر اوقاتی را به کار و ساعاتی را به استراحت و تفریح اختصاص می دهند. حال اگر از نظر فرهنگی خانواده چینی ارزش بیشتری برای کار فیزیکی قائل باشد و به نوعی از کار زیاد کسب مطلوبیت کند و خانواده هندی برای اوقات فراغت و تفریح ارزش بیشتری قائل باشد و فقط از این اوقات کسب مطلوبیت کند قطعا ساعاتی که این دو خانواده به  کار اختصاص می دهند از یکدیگر متفاوت است. ولی این دلیلی بر این نیست که یک خانواده به دنبال حداکثرسازی مطلوبیت خود نیست. این فقط به این مفهوم است که خانوادهها توابع مطلوبیت متفاوتی دارند. پیشفرض حداکثرسازی مطلوبیت درست و یکسانی توابع مطلوبیت نادرست خواهد بود.

 به جای بحث درباره نادرستی نظریات اقتصادی و کلی گویی درباره واقعیتهای اقتصادی ایران اکنون زمان سنجش و کمی سازی این واقعیتهاست.  به عنوان یک خواننده نظرات تا کنون با یادداشتی برخورد نکرده ام که برای نادرستی مدلهای اقتصادی معمول برای مطالعه اقتصاد ایران یا ناکاریی سیاستهای مبتنی بر آنها آمار یا مدل اقتصادی ارائه کرده باشد یا به مقاله ای در این زمینه اشاره کرده باشد.  اگر چنین نوشته ای را سراغ دارید لطفا معرفی کنید.         


[1] Globalization and Its Discontents

دسته‌ها: اقتصاد خرد · مدلهای اقتصادی

به بهانه قطع گاز

ژانویه 2, 2008 · نوشتن دیدگاه

در پی سرمای شدید زمستان امسال و قطع واردات گاز از ترکمنستان، در پی تصمیم این کشور به بستن خط لوله مابین دو کشوربه منظور انجام تعمیرات، ابتدا چندین شهر در سه استان کشور قطعی گاز را تجربه کردند و اکنون 11 استان کشور با مشکل کمبود گاز مواجه هستند. به نقل از خبرگزاریها این امر باعث اخلال در زندگی روزمره شهروندان این شهرها  شده است. خبرگزاری فارس از استفاده از چوب در مازندران برای پخت و پز و برخی ازوب سایتها از تعطیلی مدارس در شهرستان شاهرود تا وصل مجدد گاز خبر می دهند.   

از آنجا که طی سالهای گذشته گسترش شبکه گاز رسانی باعث شده است که استفاده از گاز به عنوان سوخت اصلی در خانوادههای ایرانی گسترش یابد به نظر می رسد که زمان یادآوری چند نکته است.

 اول آنکه تقاضا برای گاز به منظور گرم کردن محل سکونت  تابع عوامل بسیاریست از آنجمله می توان به: شرایط جوی، تعداد اعضاء خانوار و درآمد  اشاره کرد. سوال این است که آیا در زمینه مصرف روزانه خانوارها در شهرستانهای مختلف تحقیقاتی انجام شده است؟ آیا مدلهای اقتصادسنجی و رفتار مصرف کننده در  بازار داخلی گاز طراحی و آزمایش شده اند؟

در صورت موجود بودن این مدلها شرکت گاز قادر به پیش بینی مصرف گاز در شهرستانهای مختلف کشور در شرایط جوی گوناگون  و حتی سرمای شدید است. بر مبنای این پیش بینیها می توان تقاضای بازار را در فصل سرما تخمین زد و سناریوهای قیمت گذاری بهینه ای را طراحی نمود که حاشیه درآمدی برابر حاشیه هزینه تولید گاز در فصل سرما ایجاد نماید. با پیشبینی مصرف و قیمت گذاری مناسب شرکت گاز می تواند از تعمیرات ناگهانی کشور همسایه در سرمای سردتر از صفر درجه جلوگیری نماید. 

 نکته دوم بحث قیمت گذاری و الگوی مصرف است. نگارنده مایل نیست اسیر دام همیشگی نکوهش مصرف زیاده از حد گردد. به نظر نگارنده یک خانوار تصمیم می گیرد که چه مقدار مصرف کند و تا چه حد خانه خود را گرم نگهدارد.  در این تصمیم گیری خانواده مطلوبیت،  یا رفاه، خود را با توجه به قیمت گاز، قیمت سایر اقلام مصرفی و بودجه خود حداکثر می کند. زمانیکه ما می پذیریم تصمیم خانواده بر اساس حداکثرسازی مطلوبیت گرفته می شود،  روشهای متعددی برای تاثیر گذاری بر آن به ذهن می رسند. قیمتگذاری بهینه موجب می شود که خانوار از هزینه واقعی مصرف گاز مطلع گردد و به منظور گرم نگهداشتن مسکن خود به عایق سازی، خرید تجهیزات بهینه و استفاده از روشهای جایگزین بیاندیشد.

 نگارنده اطمینان دارد که برخی قیمتگذاری بهینه را به مفهوم افزایش قیمت می دانند. در حالیکه اینگونه نیست. بحث سیکل مصرف و قیمتگذاری پیک در اقتصاد تازه نیست و پژوهشگران بسیاری تاکنون در اینباره قلمفرسایی کرده اند ( می توان به کارهای پیشگام استاینر، برگستروم  و وایت اشاره کرد).  با طراحی سناریوهای مختلف قیمتگذاری و در نظر داشتن تقاضای پیک و تفاوت آن با تقاضای روزمره و با هدفمند کردن یارانه ها بدون انکه فشاری متوجه خانوارهای  کم درآمد گردد می توان مصرف گاز در کشور را بهینه کرد.  فراموش نباید کرد همه خانوارها هوشمندانه و با توجه به واقعیتهای بازار تصمیم می گیرند. با در نظر گرفتن هزینه واقعی تامین گاز خانوارها می توانند خود را برای روزهای سرد زمستان آماده سازند. پیش از آنکه بخواهیم الگوی مصرف را تغییر دهیم باید تقاضا و عوامل موثر بر آن را بشناسیم.

نکته آخر توجه به این نکته ضروری است که در معامله با ترکمنستان شرکت گاز ایران به دنبال حداکثرسازی رفاه اجتماعی است و دولت ترکمنستان در پی حداکثرسازی سود. این امر باعث تفاوت در انگیزهها و استراتژیها می گردد. با استفاده از نظریه بازیها و مدلهای تک بازارهای چندجانبه بین المللی[1] می توان رفتار دولت ترکمنستان را پیش بینی نمود. به عنوان مثال تغییر تقاضا باعث تغییر واکنش قیمت می گردد. با توجه به افزایش تقاضا بهترین راه برای افزایش درآمد افزایش قیمت خواهد بود. در نتیجه تعمیرات زمستانی چندان هم غیرمترقبه نیست.

نگارنده بهیچوجه قصد ناچیز شمردن رنج و زحمت خانوادههای محترمی را که با کمبود گاز مواجه هستند ندارد ولی همواره این بحث مطرح بوده است که مدلهای اقتصادی و اقتصادسنجی “به چه دردی می خورند؟”. پیش بینی مصرف و تخمین تابع تقاضا یکی از کاربردهای بدیهی این مدلهاست. با توجه به گسترش مباحث اقتصادی و ارتقاء کیفیت نیروی انسانی موجود در کشور به نظر می رسد وقت گسترش زیرساختارهای نرم افزاری مربوط که باعث کاهش احتمال تکرار چنین مشکلاتی در آینده می شوند فرارسیده است.

    [1] International Mixed Oligopoly

دسته‌ها: اقتصاد خرد · انرژی