اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

به بهانه روز نیروی هوایی

فوریه 8, 2010 · 5 دیدگاه

امروز روز نیروی هواییست. روزیست که ما به بهانه آن به این نهاد نظامی فکر می کنیم. پس به بهانه این روز.
….
زمانیکه در سال ۱۳۰۳ با فروش تمبر و اوراق اعانه دولت ایران شاخه هوایی را به ارکان حرب اضافه نمود. نیروی هوایی ایران مجموعه کوچکی بود از هواپیماهای ملخی و دو باله جنگ جهانی اول و خلبانانش در روسیه و فرانسه تعلبم دیده بودند. فرمانده آن سرهنگ نخجوانی در صفحات تاریخ گمنام مانده است. اما نیروی تحت فرمانش نه. مانند همه نهادهای اجتماعی و سازمانهای دولتی تاریخ معاصر ایران نیروی هوایی هم دستخوش تحولات بوده است و هم در مقاطعی تاریخ ساز. ارکان و سازمان آن به اقتضای زمانه تغییر کرده است و حتی لباس فرم افراد آن هرگز ثابت نمانده است (به استثنای لباس پرواز خلبانانش).
با اینحال در ۱۳۵۷ این نیرو یکی از زبده ترین نیروهای هوایی منطقه  و مجهز به هواپیماهای پیشرفته و سازمانی موثر و کارآمد بود.
در روزهای پس از نوزدهم بهمن ماه نیروی هوایی نشان داد که بعنوان یک سازمان تا چه حد در جذب استعدادهای مدیریتی کشور و پرورش آنها موفق بوده است. در حالیکه مانند همه نهادهای نظامی و انتظامی افراد و پرسنل آن مورد شک و سوظن بودند و دولت وقت در حال پاکسازی صفوف آن از عناصر مشکوک و فرضا ضد انقلابی بود. اما تنها ۱۹ ماه بعد این نیرو در دفاع از کشور به پا خاست و توانست اولا نشان دهد که فرماندهانش هنوز توان بسیج امکانات موحود و فرماندهی آنها را در یک نبرد گسترده و چند منظوره دارند و دوم می توانند از پس مشکلات فنی و تکنولوژیکی  اداره سازمانی متکی به تکنولوژی پیشرفته غیر بومی برآیند.
وقتی به این نکته ها فکر می کنم نمی توانم به بحث سنت و تجدد هفته پیش فکر نکنم. چه تحقیق خوبی می شود اگر کسی درباره نیروی هوایی و تاریخ آن و تجربه پرسنل آن کار کند و چه نکته های جالبی درباره سنت و تجدد می توان از دل آن بیرون کشید.

→ 5 دیدگاهدسته‌ها: تاریخ

سومین کنفرانس اقتصاد ایران در دانشگاه شیکاگو

فوریه 5, 2010 · نوشتن دیدگاه

مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه شیکاگو و مرکز مطالعات آسیای جنوبی و خاورمیانه دانشگاه ایلینوی اوربانا شامپین  سومین کنفرانس اقتصاد ایران را در ماه اکتبر سال 2010، مهرماه 1389، در دانشگاه شیکاگو برگزار خواهند کرد.

مهلت ارسال چکیده مقالات 15 مارس 2010 یا 25 اسفند ماه 1388 می باشد.

مهلت ارسال متن کامل مقالات پذیرفته شده 15 ژوئن 2010 یا 25 خردادماه 1389 می باشد.

هدف کنفرانس ارتقاء سطح دانش و تشویق مطالعه و پژوهش درباره اقتصاد ایران است. و از کلیه اساتید و دانشجویان مقطع دکترا در ایران و سایر کشورها دعوت می کند تا با ارسال چکیده مقالات خود در این کنفرانس شرکت کنند. محورهای پذیرش مقالات عبارتند از:

الف. موضوع مقاله باید در زمینه اقتصاد ایران باشد.

ب. کیفیت علمی مقاله و استفاده از تئوریها و ابزارهای جدید تحلیلی علم اقتصاد در آنها

ج. سابقه پژوهشی مولفان و اثربخشی آنها در پژوهشهای اقتصادی در زمینه ایران طی سالهای گذشته

محور آخر درمورد دانشجویان مقطع دکترا اعمال نخواهد شد.

برای ارائه مقالات می توانید به وبسایت کنفرانس:  www.IranConference.org مراجعه کنید.

از پژوهشگران مقیم ایران تقاضا می شود تا یک چکیده مشروح 5 الی 6 صفحه ای را درباره روش تحقیق، داده های مورد استفاده و پیشفرضهای نظری مقاله خود از طریق وبسایت کنفرانس برای بررسی ارسال کنند. تصمیم نهایی درباره قبول مقالات این عزیزان بر اساس این چکیده های مشروح گرفته خواهد شد.

تصمیم گیری درباره مقالات ارسالی از خارج ایران منوط به ارسال متن کامل مقاله می باشد. برای اطلاع بیشتر می توانید پرسشهای خود را به پست الکترونیکی: IranEconomyConf [at] gmail [dot] com.ارسال نمائید.

 کلیه مقاله های ارسالی در کمیته برگزاری کنفرانس به سرپرستی  آقایان دکتر هادی صالحی اصفهانی و دکتر هاشم پسران بررسی خواهند شد.

اولین کنفرانس اقتصاد ایران به همت دکتر هادی صالحی اصفهانی و همکاران ایشان در دسامبر سال 2008 ، 1387، در دانشگاه ایلینوی اوربانا شامپین برپا شد. دومین کنفرانس در پائیز گذشته به همت دکتر هاشم پسران و دکتر هادی صالحی اصفهانی  در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی برگزار گردید. پس از برداشتن آن دو گام اکنون نوبت گام سوم رسیده است. به این ترتیب یک کنفرانس منظم و اصولی جای میزگردهای فصلی درباره اقتصاد ایران را می گیرد و پژوهش درباره اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی می شود.  تلاشهای این اساتید برای بسیج منابع و امکانات برای برگزاری این کنفرانسها شایسته تقدیر و قابل تحسین است. و این اولین بار است که چنین فعالیتی در سطح بین المللی به سال سومش می رسد و یک کار پیوسته و منظم می شود.

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: آموزشی-پژوهشی · اقتصاد ایران

کار بر روی سنت و تجدد؟

فوریه 4, 2010 · 4 دیدگاه

من این یادداشت حامد را خواندم و یک جورایی دود از کله ام بلند شده است. حامد دوست عزیزیست ولی این  جور حرفها بیشتر پهنا دارند تا عمق. در حال این یادداشتیست در جواب یادداشت.

شاید روشنفکری ما و روشنفکران ما چندان در بند برتر جلوه دادن ایرانیان و افسانه های تاریخی مانند نژاد آریایی نباشند ولی بی اغراق می توان گفت روشنفکری ما خودشیفته و خود بزرگ بین بوده و هست. روشنفکری ما بجای مطالعه عاشق مباحثه است و بجای تعمق شیفته مکالمه.  تاثیرات این خود شیفتگی و فقر علمی نه یک جا بلکه در هزاران جا خود را نشان می دهد: در فقر آثار علمی درباره سنن جامعه وتاریخ ایران، در نوستالوژی گمراه کننده ای که سنت را با چادر مادربزرگ اشتباه می گیرد و نمی تواند فراتر از آنرا ببیند چه برسد به اینکه بخواهد تجزیه و تحلیلش کند. و مهمتر از همه در خود بزرگ بینی ویران کننده ای که جایی برای نقد نمی گذارد و تکامل فرهنگی و علمی را در نطفه خفه می کند.

اینکه کسی بگوید در هیچ جای منطقه “هیچ کدام به اندازه ما درک درست و دقیق و واقع‌بینانه‌‌ای از رابطه سنت و تجدد ندارند” یا نمی داند در ایران چه کارهایی درباره سنت و تجدد می توانسته بشود و نشده است و یا نمی داند سنت و تجدد یعنی چه.  و یا به کراماتی در روشنفکران ما اعتقاد دارد که وجود خارجی ندارند.

واقعیت تلخ جامعه ما این است که درک همگانی درستی از تجدد و سنت در آن وجود نداشته و ندارد. وگرنه در عرصه جامعه از این درک برای رشد پایدار استفاده می شد و نهادهای گوناگون توسعه در جامعه ما بدرستی شکل  می گرفت.  مثال و گواه من در این ادعا فقر علوم اجتماعی وتاریخ و  تحقیقات مربوط به آنها در جامعه ماست.

شاه عباس پادشاه بزرگ و نامی صفویه است ولی غیر از آن زندگینامه خوبی که نشر دانشگاه تهران چهل سال پیش درباره او منتشر کرده است، چه کتاب خوب و کدام تحقیق برجسته درباره او صورت گرفته است؟ درباره جنگهای ایران و روس و یا سیاست خارجی ایران در زمان رضاخان که هر دو منجر به اشغال بخشهای شمالی و تحقیر ملی ما شد کدام کتاب خوب و قابل استناد نوشته شده است؟ اصلا کجا درباره اش حرف زده می شود که کسی بخواهد درباره آن چیزی بداند؟ درباره نقش سنت و تاثیر رابطه اش با قدرت سیاسی بر شکل دادن به روند تجدد در جامعه کدام نویسنده فارغ از وابستگیهای ایدئولوژیک به تحقیق پرداخته است؟ منتقدان تجدد و غربزدگی در جامعه ما درباره آتاتورک و تاثیرش بر رضاخان نوشته اند. اما چند نفر از ما می دانیم که آتاتورک یا کمال مصطفی پاشا که در سالونیک یونان بدنیا آمد چطور آتاتورک شد و فرمانروا و موسس ترکیه شد؟ چرا حکومت یکی ماند و سلسله آن یکی منقرض شد؟

واقعیت این است که ما کاری نکرده ایم، بیشتر منتظر آن دانشگاهی عاشق پیشه خارج از ایران بوده ایم تا از روی  علاقه آکادمیک خود بیاید و کاری درباره ایران بنویسد و بعد بر سر ترجمه آن و فیلترگذاری ایدئولوژیکش دعوا کنیم. و بعد دعواهایمان را و تبادل اطلاعات عمومیمان را کار بدانیم و بواسطه آنها فکر کنیم ما بهتر می فهمیم و یا درکمان بیشتر است. …

پیش می آید دستاوردهای دیگران را کوچک ببینیم؛ ولی در میدان نبرد صدای قمپز را نشانه داشتن توپخانه واقعی دانستن  هنر می خواهد.

→ 4 دیدگاهدسته‌ها: Uncategorized

پایان رکود اقتصادی آمریکا فرارسیده است؟

فوریه 2, 2010 · ۱ دیدگاه

پس از ماههای پر از اضطراب و شک و نگراني گزارش سه ماهه چهارم سال 2009 باعث شده است تا بسیاری با امیدواری از بپرسند که آیا رکود اقتصاد آمریکا به پایان رسیده است.  طبق گزارش فصلی منتشر شده تولید ناخالص داخلی جی دی پی اقتصاد آمریکا در سه ماهه آخر سال 2009 نرخ رشدی برابر 5.7 درصد داشته است. و به این ترتیب پس از رشد 2.2 درصدی در سه ماهه سوم سال 2009 برای دومین فصل متوالی اقتصاد آمریکا به  رشد خود  ادامه داده است. همچنين برای اولين بار از آغاز بحران اخیر سرمايه گذاری شرکتهاي آمریکا افزایش پیدا کرده است. بویژه سرمایه گذاری آنها در تجهیزات و توسعه نرم افزاری 13.3 درصد افزایش یافته است.

با وجود امیدبخش بودن این اعداد و ارقام بسیاری با بد بینی به آنها می نگرند. دلیل اول ايشان مقدماتی بودن این تخمین است. نرخ رشد مذکور می تواند با واقعی شدن اطلاعات وارقام تغيير کندو کاهش یابد. تخمين اوليه نرخ رشد اقتصادي ایالات متحده در سه ماهه سوم سال 2009  3.5 درصد بود که تخمینهاي بعدی آنرا به 2.2 رساند. ایشان همچنین بر اين باورند  که افزایش تولید ناخالص داخلی این کشور در نتيجه اثر انبارداريست. ایشان اشاره می کنند که بسیاری از شرکتها در سه ماهه چهارم سال 2009 مقادیر زیادی از کالاها و قطعات را سفارش داده اند تا موجودی انبارهایشان را افزایش دهند و بتوانند به مشتریان خود خدمات ارائه کنند.

در کنار این نگرانیها این نکته را بايد در نظر داشت که مخارج مصرف کنندگان در سه ماهه چهارمسال 2009 تنها 2 درصد افزایش یاقته است در حاليکه در سه ماهه سوم در نتیجه برنامه تشویقی دولت آمريکا براي جایگزینی خودروهای فرسوده 2.8 درصد افزايش نشان داده بود. در نتيجه اين اعداد و ارقام رونق بازار کار دور از انتظار است و به نظر می رسد نرخ بیکاری که متوسط ملی آن ده درصد است کاهش پیدا نخواهد کرد.

با اينحال نمي توان انکار کرد که رشد پيوسته در نیمه دوم سال 2009 خبر خوبیست. کریستینا رومر اقتصاددان برجسته آمریکایی و مشاور اقتصادی دولت این کشور اذعان می کند که نرخ رشد بالای سه ماهه چهارم در نتیجه اثر انبارداريست. با اینحال آنرا بخشی از فرآیند بهبود اقتصادي کشور می داند. و آنرا نشان اطمينان شرکتها به آینده بازار می شمارد. شرکتهایی که امیدی به آینده ندارند کالا و قطعات نمي خرند. نکته اميدبخش آخر تاثیر این رشد پیوسته بر مصرف کنندگان است. شاخص اعتماد مصرف کنندگان به آينده طي ماههای گذشته تغيیری نکرده است. چنانچه رشد پیوسته اقتصاد آمریکا بتواند دورنمای جدیدي از آینده برای خانوارهای آمریکایی ترسیم کند، آنگاه تغيیر رفتار ایشان می توان پایدار بودن رشد اقتصادی اين کشور را تضمین کند و به دوران رکود اقتصادی پایان دهد.

نه دوره رکود اقتصادی هنوز به پایان نرسیده است وليکن شاید اين آغاز پايان آن باشد.

پ.ن.1. این یادداشت در روزنامه کلیتون نیوز دیلی منتشر شده است.

→ ۱ دیدگاهدسته‌ها: اقتصاد آمریکا

نویسنده ناتور دشت درگذشت

ژانویه 28, 2010 · نوشتن دیدگاه

جی دی سالینجر نویسنده ناتوردشت که بعنوان تاثیرگذارترین نویسنده آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم شناخته می شد، دیروز در سن 91 سالگی در نیوهمپشایر درگذشت…

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: Uncategorized

امیرکبیر و میرزا آقاخان نوری

ژانویه 28, 2010 · 5 دیدگاه

بقول دوست ارجمندی داریم حالی می کنیم با این کتاب قبله عالم. ترجمه کتاب روان و متن عالی و داستان پر محتوا و نکات تازه. الان فصلهای آخرم. یکی از جالبترین نکته های کتاب اطلاعاتی است که درباره امیر کبیر و جانشینش میرزا آقاخان نوری می دهد و بریده هایی که از نامه های هر دو به ناصرالدین شاه منتشر کرده است.

میرزاتقی خان فراهانی امیرکبیر می نویسد:

“به این طفره ها و امروز و فردا کردن و از کار گریختن در ایران به این هرزگی حکما نمی توان سلطنت کرد. گیرم من ناخوشم یا مردم، فدای خاک پای همایون، شما باید سلطنت بکنید یا نه؟ …هر روز از حال شهر چرا خبردار نمی شوید که چه واقع می شود و بعد از استحضار چه حکم می فرمایید؟ از درخانه و مردم و اوضاع ولایات چه خبر می شود و چه حکم می فرمایید؟”

اما میرزا آقاخان نوری می نویسد:

” هوا سرد است ممکن است به وجود مبارک صدمه ای برسد. دو تا خانم بردارید ببرید به ارغونیه عیش کنید. آنجا پشت کوه قاف است. سه شب متوالی عیش بفرمایید.”

از نامه اول صدای حرص خوردن امیر می آید، که چرا “به پاکیزگی ” پادشاهی نمی کند و از دومی تصدیق هرزه آمیز هرزگی.  میرزا تقی خان و میرزا آقان خان دو قطب متضاد بودند..

بر خلاف لحن هرزه نامه، میرزا آقاخان بهیچوجه آدم بی کس و کاری نبود. او رئیس خاندانی دیوانی بود که نسل اندر نسل به عنوان دبیر یا مستوفی در خدمت امرا و پادشاهان قاجار بودند.  و بر خلاف امیرکبیر که از از خانواده ای فرودست برخاسته بود، میرزا آقاخان نوری خود را وارث سنتی دیوانی می دانست که ریشه در دوران صفویه داشت. از نظر تواناییهای فردی هم مورخین و هم ناظران بیطرف او را توانا، باهوش، دارای حافظه ای قوی و “شناخت عمیق” از ایران و ایرانیان می دانستند. او یک تنه سر رشته امور جاری را در دست داشت و با خوشرویی و نکته دانی وظایف خود را به انجام می رساند. با اینحال جایی که امیر کبیر نظم امور می خواست او بقای مقام می طلبید.

از سوی دیگر امیر کبیر ویژگیهای یک فرمانده نظامی و یک تکنوکرات را با هم داشت. و بیشتر دلسوز کارها بود تا نرنجاندن درباریان و شخص شاه. مصر بر نظم در امور و هزینه ها و گرفتن نتیجه بود. حتی در آخرین نامه خود پس از عزلش از پادشاه می خواهد تا مراقب باشد نظم امور از هم نپاشد.  ناراحتی و رنجش درباریان و شاهزادگان قاجار را از این اخلاق امیر کبیر می توان از این نامه مهد علیا، مادر ناصرالدین شاه، فهمید که پس از مرگ امیر نوشت :” میرزا تقی هم که این طایفه [قاجار] و شاهزادگان بیچاره را از سگ کمتر کرده بود.”

این دو نفر حتی در الگوهایشان متفاوت بودند، الگوی امیر کبیر در مملکتداری شاه عباس اول صفوی بود و ناصرالدین شاه را تشویق می کرد که نظم و انضباط او را سر مشق قرار دهد. در امور نظامی امیر کبیر گرچه از فنون جدید نظامی بهره می جست اما در اصول فرماندهی نادرشاه افشار را الگوی خود می دانست و با صلابت و گاه خشونت در قشون کار از پیش می برد.  اما پادشاه نمونه میرزا آقاخان  فتحعلیشاه قاجار و دربار پر زرق و برق و خوشگذران او بود و به ناصرالدین شاه اطمینان می داد که مانند جد تاجدارش “بزم” از حقوق سلطنتی اوست. میرزا آقاخان حتی به سبک آن دوران خانه خود را اداره می کرد و الگویش در صدرات حاجی ابراهیم خان کلانتر شیرازی اعتمادالدوله اول صدراعظم نگون بخت فتحعلیشاه بود و به تبعیت او هم لقب اعتماد الدوله را دریافت کرده بود.

شاید تضاد این دو شخصیت متفاوت سرنوشت هر دو را از روز اول رقم زد. جاییکه میرزا تقی خان چاره ای جز حرص خوردن نداشت، میرزا آقاخان با لبخند می توانست باغ خود برای مجلس عیش پادشاه پیشنهاد کند.  گرچه صدارت میرزا آقاخان تنها هفت سال طول کشید، و در سالروز عزل امیر کبیر عزل شد، اما خواننده نمی تواند از خود نپرسد چه می شد اگر صدارت امیرکبیر هفت سال  طول می کشید؟ جایی که میرزاتقی خان کارها به انجام می رسانید، میرزا آقاخان برای خودش و خاندانش ثروت می اندوخت. در پایان کارهای امیرکبیر ماند، اما ناصرالدین شاه ثروت میرزا آقاخان را مصادره و خودش را به تبعید فرستاد. برای میرزاآقاخان مورخان جز لعنت نداشته اند، اما امیر کبیر هنوز بر قلبها صدرات دارد.

→ 5 دیدگاهدسته‌ها: تاریخ

سولماز آزاد شد

ژانویه 27, 2010 · ۱ دیدگاه

خبر خیلی خوب امروز آزادی سولماز علیمرادیست.  خدا را شکر.

→ ۱ دیدگاهدسته‌ها: Uncategorized

دکتر نهاوندیان سخنران بهمن ماه انجمن فارغ التحصیلان شریف

ژانویه 26, 2010 · نوشتن دیدگاه

انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف گردهمايي و سخنراني بهمن  ماه را برگزار مي كند.  موضوع سخنراني:
” چالش هاي برنامه ريزي در ايران با توجه به برنامه پنجم توسعه”
سخنران: دكتر محمد نهاونديان رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران

زمان چهارشنبه 28/11/1388 ساعت 17:00
مكان: دانشگاه صنعتي شريف، سالن جابر بن حيان

برای اطلاع بیشتر با انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف تماس بگیرید.

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: Uncategorized

برای یک دوست

ژانویه 24, 2010 · 2 دیدگاه

آدمهایی هستند که مهربانی را رسالت خود و دوستی را هدف خود می دانند. بچه هایی که موسسه نیاوران را بخاطر می آورند، مهرداد علیمرادی را یکی از این آدمها می دانند، مهرداد علاوه بر آنکه برادر ما بود، برادر سولماز هم بود. سولماز خواهر کوچک و دوست داشتنی مهرداد بود که همراه او به مسافرتهای ما می آمد. دختر نو رسته ای که تازه راهنمایی را تمام و دبیرستان را شروع کرده بود و با پاکی و صداقت کمیابش جمع را ما روشن می کرد و گرمی می بخشید. وقتی راهها جدا شد، سولماز برای ما هنوز آن نوجوان دوست داشتنی ماند. در سالهای بعد با تعجب می پرسیدیم: ” سولماز کنکور داد؟ مگر چند سالش است؟” یا “سولماز ازدواج کرد؟ مگر سولماز الان چند سالش است؟” برای ما او همیشه آن خواهر کوچک مهرداد بود که انگار قرار نبود بزرگ شود.
اما سولماز بزرگ شد و بزرگتر.
یکشنبه پیش سولماز را احضار می کنند، سوار ماشینش می کنند و الان سولماز در بند 209 است. با دو نفر دیگر همبند. وب سایتها می گویند عضو شاخه جوانان نهضت آزادی بوده است. می گویند دارد بازجویی می شود….
سولماز راستی راستی بزرگ شده است.
او “بسيار بزرگتر، مهربانتر، باايمانتر، باسوادتر، شريفتر، آرامتر و انسانتر” شده است. سولماز اهل اغتشاش نبوده و نیست، انسانیست مانند میلیونها نفر دیگر، فرشته ایست، مهربان. چطور می توان به این جرم بازجویی شد؟
برای سولماز علیمرادی دعا کنیم، برای آزادیش، سلامتیش و پایداری شادمانیش.

→ 2 دیدگاهدسته‌ها: خاطرات روزانه

معرفی کتاب

ژانویه 19, 2010 · ۱ دیدگاه

عنوان: قبله عالم؛ ناصرالدین شاه قاجار و پادشاهی ایران

نویسنده: عباس امانت

مترجم: دکتر حسن کامشاد

چاپ: نشر کارنامه

سال چاپ:1384 چاپ دوم

شابک:  7- 049-431- 964

گرچه ویترین کتابفروشیها معمولا پر از کتابهای تاریخ ایران است، که با جلدهای زرکوب و عناوین پر طمطراق وعده داستانی نو به خواننده می دهند، با اینحال هرازگاهی کتابی به بازار می آید که گامی بلند در جهتی نوین در نشر  و آگاهی از تاریخ ایران است. “قبله عالم” نوشته عباس امانت و ترجمه دکتر حسن کامشاد از جمله این کتابهاست.

کمتر پادشاهی در سلسله قاجار جایگاه ناصرالدین شاه را در ذهن مردم ایران دارد. او بیش از همه پادشاهان این سلسله به تصویر کشیده شده است، دستمایه داستانها قرار گرفته است و  درباره اش و درباره دوران سلطنتش کتاب نوشته شده است. ریشه یابی حوادث تاریخ معاصر ایران از دعواهای مرزی گرفته تا تاریخ جنبشهای سیاسی هر مورخی را ناگزیر به دربار او می کشاند. گرچه داستانهای سلطنت او بسیار گفته شده است، اما جای کتابی که به خود او بپردازد و داستان ناصرالین شاه را بازگوید بسیار خالی بود. عباس امانت با تیزبینی یک محقق و دانش یک مورخ به جبران این نقص پرداخته است و حسن کامشاد به نثر او ظرافت ادبی بخشیده است. 

عباس امانت در گفتن داستان ناصرالدین شاه از منابع بسیاری بهره می گیرد، به یادداشتها و نامه های او اتکا می کند و از قول معاصرانش نقل قول می کند. در نتیجه تصویری که او از “شاه شهید” ارائه می کند دقیق، واقعی و قابل درک است. ناصرالدین شاه او هم آن جوان نورسته ایست که امر به قتل میرزاتقی خان می دهد و هم آن پادشاهی که سوداهای بزرگ قدرت و عظمت منطقه ای را در سر داشته است. هم هنردوستیست که از تشویق هنرمندان لذت می برد و هم آزمندی که از مصادره اموال صدراعظم نوریش خشنود است.

این تصویر واقعی باعث می شود تا خواننده کتاب عناصر هویت معاصر خود را به راحتی در دوران ناصری بیابد. پادشاهی که علیرغم ضعف خود را سلطان امت شیعه و پاسدار عتبات عالیه و شیعیان کشورهای همسایه می داند. سلطنتی که می کوشد از اختلاف دو ابرقدرت همسایه اش سود برد و امتیاز بگیرد و با اینحال در محاسبه نیات دول اروپایی بیش از یکبار اشتباه می کند. و درنهایت ناچار است با غرولند و غروری جریحه دار برتری آنها را  در دارالخلافه تهران بپذیرد. شهشنشاه کشورگشایی که برای یکبار سان قشون دیدن در چمن سلطانیه زنجان باید اقدام خود را برای کاردار انگلیس توجیه کند و بعد با سرافکندگی از ترس وبا از میان راه بازگردد. و دلیل بازگشتش را به سفیر روسیه توضیح دهد. عباس امانت در ترسیم پیچیدگیهای  شخصیتی ناصرالدین شاه و اوضاع بغرنج دوران ناصری موفق و موشکاف است و همین خواندن کتابش را لذتبخش و آموزنده می کند.

کتاب در دو قطع جیبی مختلف به چاپ رسیده است و حاوی 47 تصویر تاریخیست. خواندن و داشتن این کتاب به همه علاقمندان به تاریخ ایران توصیه می شود.

→ ۱ دیدگاهدسته‌ها: تاریخ · معرفی کتاب