اقتصاد خرد‌، بازار و خانوار

درباره آدمهای سی سال پیش

نوامبر 20, 2009 · یک نظر بنویسید

من از بوشهر چیزهای زیادی به خاطر نمی آورم. ولی هر چه یادم می آد اتفاق افتاده است.  وقتی لنجها از دریا بر می گشتند بندر پر از بوی ماهی و آب شور دریا می شد. استخر پشت هتل پایگاه را یادم می آد که خالی به حال خودش رها شده بود و تهش آب جمع شده بود. آبی که پر از بچه قورباغه های سیاه رنگی بودند که دمهایشان را تکان می دادند و شنا می کردند و جا کم می آوردند. برای امیر صمدی و من آن یک ذره آب یک دریاچه سحر انگیز بود. ما شش سالمان بود.  پایگاه ساکت و خلوت بود، نخلهاش راست قامت و سرسبز ولی خیابانها خلوت بودند.

 ولی سال سال آرامش نبود. 1359 سال اول جنگ بود آن پاییز اولین پاییزش. امروز داشتم فکر می کردم پدر آن موقع چند سالش بود؟ چهل سال، دقیقا چهل سالش پر شده بود. انقلاب شده بود، جنگ بود و دنیا عوض شده بود. و راستش یه دفعه ترسیدم. چقدر از داستانهای پدرها و مادرهای سی ساله و چهل ساله آن موقع را می دانیم؟ آدمهایی که با وجود و خانواده و بچه های کوچک، با وجود تازگی روزگار و آشوب جنگ هم بار مسوولیت خانه را بدوش کشیدند و هم بار دفاع از کشور را بلند کردند.  آدمهایی که دیگه دارند از جمع ما می روند و خاطراتشان ناگفته است.

این روزها دارم تاریخ محاصره نهصد روزه لنینگراد یا سنت پترزبورگ را در جنگ جهانی دوم می خوانم. داستان بر اساس مشاهدات مردم عادی نوشته است. مردمی که کارمند، کارگر، معلم، مهندس، نویسنده، هنرمند و یا بازنشسته بودند. مردمی که با روزی سیصد گرم نان پخته شده از آرد مصنوعی زندگی می کردند. داستان مردم 59 را چقدر می دانیم؟ کی می خواهیم از آن آدمها بپرسیم و بخواهیم: ” از آن سالها برام بگو!” سالهایی که اشتباهی خیلیها می خواهند فراموششان کنند. سالهایی که باید با آنها مواجه بشیم قبل از اینکه دوباره سر راهمون قرار بگیرند. سالهایی که باید بفهمیمشون و درکشون کنیم تا دیگه مثل یک مه خاکستری ذهنمون رو پر نکنند. داستان آن آدمها راباید شنید باید نوشت.

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: تاریخ

حرفها و آدمها

نوامبر 18, 2009 · ۱ دیدگاه

 در جامعه روشنفکری ما حرف از آدم جدا نیست. هم آدمها حرفها را تعریف می کنند و هم حرفها آدمها را. برای همین خیلی از اوقات برای کوبیدن حرف آدمها کوبیده می شوند و بجای نقد حرفها آدمها قضاوت می شوند و محکوم می شوند.
خیلی هم ربطی به زمان و عقاید آدمها ندارد و در  همه جای طیف فکری رفتار متداولیست.

→ 1 نظردسته‌ها: Uncategorized

یک فیلم جالب

نوامبر 18, 2009 · یک نظر بنویسید

در فیلمهای هالیوود خیابانهای نیویورک تمیزند، زنان چاق سیاه پوست یا خواننده جازند و یا آشپزهای خوب و یا فقط زنانی که با صدای بلند می خندند و حرف می زنند و به کلیسا می روند. در دنیای واقعی خیابانهای نیویورک واقعا کثیفند.  Precious فیلمی متفاوت از هالیوود است. در این فیلم خیابانهای نیویورک کثیف و ساختمانها کهنه اند.  کلاریس جونز یک دختر جوان سیاه پوست و بیسواد است که قربانی خشونت خانوادگیست و در شانزده سالگی بدلیل بارداری مجدد از مدرسه اخراج می شود. فیلم ماجرای زندگی این دختر و امثال اوست در که در دنیای رنگارنگ رسانه ها و سینما معمولا جایی ندارند. 

Precious فیلم متفاوتیست چون داستان آن متفاوت و پایان آن متفاوت تر است.   لی دانیلز فیلم را کارگردانی کرده است. و علیرغم اینکه موضوع فیلم فقر است که بی هویت بنظر می آید با ظرافت و  دقت به جزئیات آنرا به تصویر کشیده است. بقول یکی از منتقدان گاهی در کنار فیلمهای عادی فیلمی مانند یک موهبت آسمانی از راه می رسد که ما را به فکر فرو می برد. این یکی از آن فیلمهاست.  آمریکای این فیلم را تا بحال ندیده اید.

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: Uncategorized

بمناسبت سالگرد تیرباران دکتر فاطمی

نوامبر 16, 2009 · یک نظر بنویسید

نوزدهم آبان ماه سالگرد تیرباران دکتر حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت دکتر محمد مصدق است. درباره دکتر فاطمی معمولا  دوستدارانش صحبت می کنند. از این جهت خاطرات محمد ابراهیم امیرتیمور (کلالی) وزیر کار دولت دکتر مصدق که جزء گروه طرفدار مصالحه درباره مساله نفت بود جالب است. امیرتیمور در یادداشتهایش که تحت عنوان “ناگفته هایی از دولت دکتر محمد مصدق” منتشر شده است معمولا در حال شکایت از بقیه اعضاء بویژه وزرای تندرو است.

  او از انتصاب دکتر فاطمی به معاونت سیاسی نخست وزیر انتقاد می کند و آنرا باعث شکایت بسیاری می داند.  و معمولا از حرفها، مواضع و عملکرد سیاسی دکتر فاطمی در حال شکایت است. با اینحال زمانیکه درباره انتخاب نماینده کارگران سیلوهای تهران، جایی که حزب توده نفوذ کرده بود، به مشکل می خورد. از اول کسی که در هیات دولت کمک می خواهد دکتر فاطمیست.  و او را یکی از معدود آدمهای اهل عمل و نه حرف می شمارد.

بنظر می رسد در شرایط آشفته آن روزها دکتر فاطمی یکی از آدمهای نادری بوده است که هم روشن بین بوده است و هم اراده انجام کاری را داشته است. در حالیکه بقیه یا رفیق نیمه راه بودند و یا علیرغم ایده آل زدگی  توان انجام کاری را و یا برنامه ریزی برای انجام کاری را نداشتند. زندگی سیاسی دکتر فاطمی او را هدف گلوله از هر دو سوی طیف سیاسی می کند. و دربار او را به قتل می رساند. راستش این یک قتل است که فردای بازگشت از رم و قبل از هر دادگاهی محمدرضا پهلوی در حال صدور مجازات دکتر مصدق و فاطمیست و به کرمیت روزولت می گوید: “و اما فاطمی اعدام خواهد شد.”  دادگاه و بقیه تشریفات فقط برای صورت قانونی دادن به یک قتل عمد برگزار شدند.

خدایش بیامرزاد.

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: Uncategorized

حاشیه ای برای نشست دانشگاه علامه

نوامبر 13, 2009 · 2 دیدگاه

بحث لایحه هدفند کردن یارانه ها دارد باعث یک بحث جدی درباره مسائل و سیاستهای اقتصادی می شود، که همه اقشار دارند متوجه اهمیت آن می شوند. این یک فرصت طلائیست برای آموزش جامعه درباره علم اقتصاد. (یادداشت آقای جنان صفت در دنیای اقتصاد را از دست ندهید) جلسه ای که درباره ابعاد لایحه هدفمند کردن یارانه ها در دانشگاه علامه طباطبایی با حضور دکتر پژویان برگزار شده است آغاز خوبی برای ایجاد چنین مباحثه ای در جامعه است. گزارش دنیای اقتصاد را اینجا بخوانید.

اینکه دکتر پژویان گفته اند باید به تحول اقتصادی به چشم یک بسته نگاه کرد که این لایحه یکی از اجزای آن است، حرف کاملا درستیست. این لایحه بدون گسترش بخش خصوصی و رقابتی کردن بازار و شبکه توزیع کاری نمی تواند انجام دهد.  با اینحال همانطور که لایحه بخشی از طرح و بسته تحول اقتصادیست، تبعات آن هم محدود به یک بخش نخواهدو بنظر می رسد درباره این تبعات است که یک طرف بی اندازه نگران و طرف دیگر بی اندازه خوش بین است. بعنوان نمونه ایشان در پاسخ به سوالی درباره صنایع بخش خصوصی  و شوک حاصل از این لایحه گفته اند  که امیدوارند صنایع خصوصی در کوتاهترین زمان ممکن قادر به تطبیق خود باشند. و اگر هم نباشند چون عمر مفیدشان به سر رسیده است با صنایع جدید جایگزین می شوند.

نکته اول اینجاست که سرعت تطبیق با شرایط جدید تنها وابسته به صنایع بخش خصوصی نیست.  این گروه در هر قدم با دیوانسالاری دولتی سر و کار دارند که  چندان اهل “تسریع امور” نیستند. تطبیق با شرایط جدید به سرمایه گذاری و دسترسی به ماشین آلات و تکنولوژیهای جدید احتیاج دارد. از این نقطه نظر تسهیل واردات تجهیزات و ماشین آلات و لغو مقررات دست و پاگیر دولتی مربوطه برای طول مدت اجرای این لایحه سیاست مناسبی به نظر می رسد. نکته دوم درباره ایجاد صنایع جدید است. می دانیم که دولت و شرکتهای شبه دولتی سهم اصلی را در صنایع کشور دارند.  حالا اگر بواسطه اجرای شتابزده این لایحه صنایع خصوصی، که نه در  ردیف اول دریافت کنندگان تسهیلات و وامهای دولتی هستند و نه محبوب دیوانسالاران مجبور به تعطیلی شوند، آیا عقلانی نیست که فرض کنیم این دولت و شرکتهای شبه دولتی خواهند بود که صنایع جدید را ایجاد خواهند کرد؟ 

فراموش نکنیم هدف چنین لوایحی معمولا خاتمه دادن به اقتصاد دولتی و انحصارهای دولتی و تشویق رقابت اقتصادیست.  با اینحال بنظر می رسد نحوه کنونی اجرای این لایحه می تواند کوچکتر شدن بخش خصوصی و گسترش بخش دولتی و تحکیم انحصارات دولتی  را در پی داشته باشد.  نکته ای که دکتر پژویان هم نمی تواند از آن غافل باشد. درست است که نظارت دقیق مجلس می تواند مانع استفاده از این لایحه برای حامی پروری و محدود کردن بخش خصوصی شود. اما مجلس از این نظارت دقیق به تقاضای دولت صرفنظر کرده است. در چنین شرایطی این لایحه دیگر بخش موثری از طرح تحول اقتصادی کشور نیست.

این یادداشت در دنیای اقتصاد سه شنبه  26 آبان منتشر شده است.

→ 2 نظردسته‌ها: Uncategorized

مجلس نمی تواند مجلس نباشد

نوامبر 8, 2009 · 2 دیدگاه

در طول تاریخ گرچه پارلمانها و مجالس به قانونگذاری پرداخته اند اما در اکثر موارد انگیزه تاسیس آنها نظارت بر امور مالی و مالیاتها بوده است. مجالس وجود دارند تا دولتها و مسوولین امور پاسخگو باشند و به صرف این پاسخگویی توجه بیشتری به جزئیات سیاستها و نکات اجرایی داشته باشند.

طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجلس شورای اسلامی کشور دارای اختیارات نظارتی بایسته ای در سیاستهای اقتصادی و مالی کشور است. مطابق قانون اساسی هیچ مالیاتی می تواند بدون قانون وضع گردد (اصل پنجاه و یکم) و کلیه دریافتهای دولت پس از تمرکز در خزانه داری کل (اصل پنجاه و سوم) مطابق قانون هزینه خواهد شد. مجلس بعنوان قوه مقننه کشور وظیف رسیدگی و تصویب بودجه سالانه را دارد که لایحه آن توسط دولت تنظیم و جهت تصویب مجلس ارائه می شود (اصل پنجاه و دوم). در این میان نقش مجلس منحصر به بررسی و تصویب نیست، قانون اساسی در اینباره صراحت دارد :

اصل پنجاه و چهارم : دیوان محاسبات کشور مستقیما زیر نظرمجلس شورای اسلامی می‌باشد. سازمان و اداره امور آن در تهران ومراکز استانها به موجب قانون تعیین خواهد شد.

اصل پنجاه و پنجم ـ
دیوان محاسبات به کلیه حسابهای وزارتخانه‌ها،مؤسسات‌، شرکتهای دولتی و سایر دستگاههایی که به نحوی ازانحاء از بودجه کل کشور استفاده می‌کنند به ترتیبی که قانون مقررمی‌دارد رسیدگی یا حسابرسی می‌نماید که هیچ هزینه‌ای ازاعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف‌رسیده باشد. دیوان محاسبات‌، حسابها و اسناد و مدارک مربوطه رابرابر قانون جمع‌آوری و گزارش تفریغ بودجه هر سال را به انضمام‌نظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم می‌نماید. این گزارش‌باید در دسترس عموم گذاشته شود.

اصل پنجاه و پنجم شامل تمام ارگانهاییست که به نحوی از انحاء از بودجه کل کشور استفاده میکنند. و دیوان محاسبات وظیفه دارد تعیین کند که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده باشد. از دیدگاه مدیریت امور کشور نمی توان سازوکار بهتری برای اجرای قوانین و تضمین تحقق اهداف سیاستهای اقتصادی و مالی طراحی کرد.

 شکی نیست که حذف یارانه ها برداشتن گامی بزرگیست در راهی ناشناخته جهت تحقق رشد اقتصادی پایدار. همچنین طبیعیست که بسیاری از مدیران بخاطر ناشناخته بودن افق پیشرو بخواهند که با اختیار کامل سکان هدایت کشتی را در دست داشته باشند. تا بتوانند به سرعت به تبعات غیر قابل پیش بینی اجرای این سیاست پاسخ دهند. با اینحال حذف نقش نظارتی مجلس در غالب بودجه سالانه باعث افزایش کارایی سکاندار نمی گردد. بلکه باعث حذف حلقه ای از تصمیم گیری می شود که ضامن رسیدن به بهترین تصمیم و سیاست ممکن است. و با شریک کردن همه در روند تصمیم گیری هزینه های ناشی و بار مسوولیت همراه آنرا هم تقسیم می کند. نقش نظارتی مجلس قرار است ضامن موفقیت اجرای سیاستها باشد و بدون آن چنین تضمینی برای هیچ سیاستی ممکن نیست. چرا که بدون این نظارت آن توجه شایسته و بایسته به جزئیات وجود نخواهد داشت.  این نظارت نه تنها اختیار و حق نهاد مجلس شورای اسلامیست بلکه وظیفه آن نیز می باشد.

هیچ مجلسی نمی تواند مجلس نباشد.

→ 2 نظردسته‌ها: Uncategorized

نرخ ارزو یارانه ها

نوامبر 8, 2009 · یک نظر بنویسید

پیوند دادن ابزار و سیاستها به شرف و افتخار یک ملت و یا یک نهاد نه تازگی دارد و نه تکرار نخواهد شد و مختص به سرزمین ما و فرهنگ ما هم نیست. ویژگیست مشترک بین کشورها و فرهنگها و سازمانهای گوناگون که باعث ثبت داستانهای با مزه ای در تاریخ شده است. مثلا در سالهای پیش از جنگ جهانی اول وقتی کمیسیونی پارلمانی در فرانسه به ارتش این کشور پیشنهاد کرد که مانند ارتش کشور دشمن احتمالی، آلمان، رنگ تازه ای برای یونیفرم سربازان برگزیند که قابل استتار باشد و به وضوح شلوارهای سرخرنگی نباشد که در آن زمان جزئی از یونیفرم ارتش فرانسه بود یک ژنرال غیرتی فرانسوی بر سر اعضای کمیته فریاد زد: “شلوار قرمز یعنی فرانسه”. یک سال از جنگ باید می گذشت و دهها هزار سرباز فرانسوی باید کشته می شدند تا ژنرالهای غیرتی  بپذیرند که یونیفرم دیگری برای سربازان لازم است. 

حالا این حکایت ماست و ابزارها و سیاستهای اقتصادی و باز داستان منحصر به سرزمین ما نیست. در آمریکا بحث بر سر این است که تاسیس یک شرکت بیمه همگانی گامیست به طرف سوسیالیسم در نتیجه بد است، در کشور دیگری بحث بر سر این است که گسترش بخش خصوصی یعنی به باد فنا دادن ارزشها و در نتیجه این سیاست بدیست.  کسانیکه درگیر این بحثها هستند فراموش می کنند که این ابزارها، ابزارند و نه ارزش. وسیله ای هستند برای رسیدن به توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی و بخودی خود فاقد ارزشند.

یکی از جاهایی که معمولا سیاست گذاری اقتصادی در ایران در آن گیر می کند، نرخ ارز است. در حالیکه دولت در حال حذف یارانه هاست و حتی رئیس دولت از اهمیت واقعی کردن قیمتها حرف می زند تا سرمایه گذاری توجیه اقتصادی داشته باشد، به نظر می رسد هیچکس  در بند واقعی کردن نرخ ارز نیست. چطور می توان از تولید کننده داخلی توقع داشت که برای برق، آب و انرژی نرخ واقعی بپردازد اما اسیر قیمت غیر واقعی ارز باشد؟

در حال ریال ایران و دلار آمریکا از نرخ مبادله یکسانی برخوردارند که طی چندین سال گذشته ثابت مانده است.  ثابت نگه داشتن نرخ تبادل ارز از آن جهت که باعث کاهش ریسک سرمایه گذاری در بازارهای در حال توسعه می شود یکی از سیاستهای مورد علاقه دولتهاست. مکزیک، آرژانتین و کشورهای شرق آسیا در دوره های مختلف زمانی کوشیده اند تا با اتخاذ این سیاست سرمایه گذران خارجی را تشویق به سرمایه گذاری در کشورهایشان کنند. با اینحال همین سیاست در بازارهای جهانی شده امروز می تواند باعث افزایش ریسک و آسیب پذیری این اقتصادها در هنگام بحران گردد. حوادث و بحرانهای اقتصادی می توانند باعث شوند تا دولتها برای حفظ پرستیژ سیاسی و اعتماد سرمایه گذاران با خرج ذخایر ارزی نرخ ارز اسمی را ثابت نگه دارند. با اینحال در موارد گذشته ذخایر ارزی هیچ کشوری برای ثابت نگه داشتن اسمی نرخ ارز کافی نبوده است.

 حذف یارانه ها به تنهایی کافی نیست. 

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: Uncategorized

سخن هفته

نوامبر 4, 2009 · ۱ دیدگاه

Something there is that doesn’t love a wall,
That sends the frozen-ground-swell under it,
And spills the upper boulders in the sun,
And makes gaps even two can pass abreast. …. Robert Frost

بیست سال پیش دیوار برلین فروریخت. واژه هایی که در اخبار هر روز تکرار می شدند:‌ بلوک شرق پیمان ورشو  کشورهای سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی تمام شدند. حالا هر کدام مثل نامی هستند که روی سنگ قبرها نوشته می شوند سالی برای آغاز و سالی برای پایان.  شاید عاقبت همه دیوارها فرو ریختن باشد. چیزی درون ما دیوارها را دوست ندارد.

→ 1 نظردسته‌ها: Uncategorized

برای مسعود رسام

نوامبر 3, 2009 · 2 دیدگاه

برای آدمی که نمی شناختیمش ولی شادمون می کرد. خوب بود بدون اونکه برامون وعظ کنه، سبز بود بدون اینکه بقیه رنگها رو فراموش کنه. برای آدمی که هنر لبخند زدن را به تصویر می کشید وقتی که لبخند زدن لوکس داشت می شد. 

 

→ 2 نظردسته‌ها: Uncategorized

یارانه ها و صنایع

نوامبر 1, 2009 · یک نظر بنویسید

حامد یادداشت کوتاه و جالبی درباره یارانه ها و صنایع نوشته است. بنظر می رسد بحث یارانه ها جدی جدی یک فصل جدیدی را در تبادل نظر اقتصادی در ایران شروع کرده. باید از این فرصت اضافه کرد و دانش عمومی از علم اقتصاد را افزایش داد. همین حالا دارد معلوم می شود که طرح یارانه ها  حتی در صورت اجرای درست به تنهایی کافی نیست و می تواند باعث آشفتگی اوضاع اقتصادی شود. بحث تجارت خارجی، قیمت ارز، رعایت اصول بازار آزاد رقابتی، گسترش زیرساختهای اطلاعاتی همه و همه مهم هستند.

اگر هدف دولت استفاده از مکانیسم بازار برای توزیع عادلانه کالا و خدمات است، این مکانیسم باید در تمام مراتب شبکه توزیع اجرا شود. چنانچه تجارت خارجی همچنان یک انحصار دولتی باقی بماند و قیمت ارز همچنان یک مساله حیثیتی باشد و ارزش ریال مصنوعی بالا نگه داشته شود، طرح یارانه ها در تحقق اهدافش موفق نخواهد بود.

 

→ بیان دیدگاهدسته‌ها: Uncategorized